|
حرف «
س » |
|
سالار السلطنه |
نصير الدين ميرزا (فوت
1333) وي در شعر و موسيقي دست داشت، و در پاريس پس از عمل جراحي خطرناكي
درگذشت. |
|
سائب خاثر |
(وفات 63 ه.ق) مكني به
ابوجعفر فارسي ليثي يكي از ائمه موسيقي عرب و اصل او ايراني است. صوتي خوش
داشت و اول كسي است كه در مدينه عود ساخت و با آن غنا كرد و به استاد معبد
مغني مشهور است وي در واقعه حره كشته شد. |
|
سركب |
نام موسيقي داني در دربار
ساساني. گروهي از خاورشناسان او را همان سركش دانسته اند. |
|
سركش |
موسيقي داني كه در زمان
خسرو دوم زندگي مي كرد و جز مطربان دربار بود. |
|
سرمست عراقي |
نوازنده ني است. |
|
سلطان محمود چنگي |
استاد. نوازنده دوره صفويه
است. |
|
سلطان محمود طنبوره اي |
نوازنده دوره صفويه است. |
|
سليمان اصفهاني |
نوازنده ني است. |
|
سماع حضور |
سنتور نواز دوره ناصري و
شاگرد محمد صادق خان است. |
|
سماعي حبيب |
(1280-1325 ه.ق) فرزند سماع
حضور، از استادان موسيقي و نوازنده سنتور. در سن 12 سالگي سنتور را نيكو مي
نواخت و آوازي نازك و مطبوع داشت و در حين خواندن و نواختن تلفيقات شيرين و
هيجان انگيز در قسمتهاي ضربي ايجاد مي كرد كه مخصوص خود او بود. |
|
سنتور خان |
(قرن 13) محمد حسن استاد
موسيقي و سنتور نواز و معاصر اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و از نوازندگان
مخصوص دربار. |
|
سنجري |
حشمت. از بزرگترين
موسيقيدانان معاصر است كه در هنرستان عالي موسيقي سمت هاي مختلفي را داشته
است. رهبراركستر سنفونيك تهران (1334). |
|
سيد مهدي دبيري |
از تار زنان مشهور است. |
|
حرف «
ش » |
|
شاطر جلال |
نوازنده خنياگري بوده كه در
سال 970 ه.ق، از اصفهان به كاشان آمد . |
|
شاه مراد خراساني |
از موسيقي دانان معاصر شاه
عباس بزرك كه به واسطه استادي فراوان مرد توجه قرار گرفت. |
|
شاه يدي |
يدالله ميرزا. نوازنده ني
است. |
|
شريف |
فرهنگ. نوازنده تار دوره
معاصر است. |
|
شمس وراميني |
استاد. نوازنده دوره صفويه
است. |
|
شهسوار چهار تاري |
استاد. نوازنده دوره صفويه
است. |
|
شهناز |
جليل. نوازنده تار دوره
معاصر است. |
|
شهنازي |
علي اكبر. فرزند و شاگرد
حسين قلي و نوازنده تار است. |
|
شيدا |
علي اكبر. (قرن 13 ه.ق)
موسيقي دان و شاعر تصنيف ساز ايراني. تصنيفهاي وي مقبول عموم بود و عارف او
را بر خود مقدم مي دانسته و از او به نيكي ياد كرده است. وي مردي درويش و
وارسته بود مختصري سه تاري مي زد و خط نستعليق را هم خوش مي نوشت. آهنگهاي و
اشعارش بسيار مطلوب و دلنيش است. |