Home - Iranactor - Help


 

فرهنگ سازهاي ايراني


ص ـ ض ـ ط ـ غ ـ ق

     

حرف (ص)

از صغانه تا صور

صغانه

از آلات سرود است.

صفاره

چيزي است ميان كاواك از مس و مانند آن كه كودكان با آن كبوتران را صفير كنند تا بپرند يا خر را تا آب خورد.

سرنا و سورناي و سوت سوتك را نيز گويند.

صفير

سوت سوتك را ببينيد.

صنج

سنج را ببينيد.

صور

شاخ تو خالي حيواني است كه آن را مي نوازند.

حرف (ض)

...

ضرب

تنبك را ببينيد.

حرف (ط)

از طار تا طولمبه

طار

دايره زنگي را ببينيد.

طبل

دهل، كي رويه يا دوريه است.

طبن

طنبور ـ رباب

طرب انگيز

نوعي كمانچه است كه در سال 1300 هجري قمري ميرزا غلامحسين اختراع كرده است.

طرب رود

گويا از ابزار موسيقي بوده است.

طنبك

تنبك را ببينيد.

طنبور

تنبور را ببينيد.

طنبور ميزاني

طنبور بغدادي دراز گردن مي باشد. (مفاتيح)

طوطك

نام سازي است. در تداول محلي گناباد به سازي دهني كه از گل پخته سازند گفته مي شود و در شمار بازيچه هاي كودكان است. در عرف آنرا الخوزه نامند.

طولمبه

نوعي از دهل و ساز معروف.

حرف (غ)

از غجك تا غيطه

غجك

غژك را ببينيد.

غرو

ني ميان تهي كه آنرا كلك نامند و به عربي آن را مزمار گويند.

غزك

نام سازي است.

غژك

سازي است معروف كه آنرا اكنون كمانچه گويند و آنرا به هندي سارنگي نامند. گويا اي لفظ تركي باشد كه مجازاً در قسمي از سازها بكار رفته چه در تركي به معني آواز، با گريه و فرياد است نظير اين ساز در بلوچستان امروز نيز متداول است.

غناوه

سازي است كه رامشگران نوازند.

غنچك

نام سازي است و برخي كمانچه را گويند.

غندرود

نفير كه برادر كوچك كرنا است و چون در قديم آن با بسبب فراهم آمدن و جمع شدن مردم مي نواختند و غند به معني جمع و فراهم است آن را غندرود خوانده اند. اين ساز را غندرود هم گفته اند.

غيچك

غژك را ببينيد.

غيطه

گونه اي آلت موسيقي شبيه قره ني باشد.

حرف (ق)

از قانون تا قنين

قانون

نام سازي است از مخترعات ابونصر فارابي « معلم ثاني» كه متشكل از طبلي مسطح و مستطيل است كه سيمها فلزي به آن نصب شده و با انگشت سبابه مسلح به زبانه فلزي آن را در حالي كه روي زانو نهاده اند، مي نوازند.

قپوز

نام التي از موسيقي از دسته سازهاي زهي است.

قچك

يك گونه آلت موسيقي است.

قصابه

ني را گويند كه ناي هم گفته مي شود.

قنين

تنبور را ببينيد.