|
حرف (س) |
از سارنگ
تا سيتار |
|
سارنگ |
سازي باشد چون كمانچه كه با
كمان كشند. |
|
ساز دولاب |
از سازهاي زهي كه از نظر
شكل و ابعاد بي شباهت به دهل نبوده است. |
|
ساز فولاد |
يكي از آلات موسيقي كه
داراي سي و پنج لوح بوده و از هر لوح آهنگي حاصل مي شده است. |
|
ستار |
در زبان كنوني سه تار گويند
و اين ساز بنام ستاره نيز گفته شده و داراي سه سيم است. |
|
ستاره |
تنبوره و سازي را گويند كه
سه تار داشته باشد. |
|
ستو |
تنبوره را گويند كه سه تار
دارد. |
|
ستويه |
سازي است كه سه تار دارد. |
|
سرغين |
سرنا كه مخفف سورناست و آن
را به تركي ناي نيز خوانند كه در عروسي و عشرت نوازند و ناي سرغينه نيز
خوانند. |
|
سرنا |
مخفف سورنا است كه در نقاده
خانه ها و روزهاي جشن و سرور نوازند و آن را ناي رومي نيز گويند. سرني مخفف
آن است. |
|
سرنج |
سنج را ببينيد. |
|
سمبال |
از سازهاي باستاني ايران
باشد كه آنرا زبده نيز گويند. |
|
سنتور |
سازي شرقي و زهي مضرابي با
سيم هاي متعدد فلزي و دو مضراب چوبي و آهنگي پر صدا و زنگ دار دارد. |
|
سنج |
از دسته سازهاي ضربي است و
از دو دايره برنجي ساخته شده است. اين دايره ها در قسمت داخلي محدب مي باشد و
از بيرون هر يك داراي دستگيره اي است كه نوازنده از آن استفاده مي كند و در
قسمت هايي از آهنگ كه لازم باشد پرهيجان و طنين دار اجرا شود طبل به ياري سنج
ها اين منظور را تامين مي كند و هني آن را جهانچه مي گويند. |
|
سورنا |
سرنا را ببينيد. |
|
سه تار |
شايد نوعي تنبور باشد كه
ناخن سبابه عمل مضراب را در آن انجام مي دهد. سه تار معمولا سه سيم داشته و
گويند كه مشتاق عليشاه سيم چهارمي به آن افزوده است. |
|
سيتار |
از سازهاي باستاني ايران
است كه نام ديگر آن كنار مي باشد. |
|
حرف (ش) |
از شاخ و
شانه تا شيزك |
|
شاخ و شانه |
ظاهراً قسمي از آلات موسيقي
بوده است. |
|
شاوغر |
نام رويين را نيز گويند و
آنرا شيپور نيز نامند. |
|
شاه تار |
به معني تار بزرگ و آن آلت
موسيقي است. |
|
شاهن |
نوعي ني كه چوپان مي نوازد. |
|
شاه ناي |
نام سازي است كه به سرنا
اشتهار دارد و آن را شهناي و سرناي و سورناي نيز خوانند. |
|
شبابه |
ني را ببينيد. |
|
شش تار |
نوعي تار است كه اختراع آن
را به رضا الدين شيرازي نسبت مي دهند. |
|
شندف |
دهل را ببينيد. |
|
شهرود |
دهل را ببينيد. |
|
شيزك |
شيشك را ببينيد. |