Home - Iranactor - Help


 

فرهنگ سازهاي ايراني


الف ـ ب ـ پ

     

حرف (الف)

از ابريشم طرب تا اندرواي

ابريشم طرب

زه ـ وتر ـ تار ـ تاره، از هر ساز زه دار را گويند.

ابواللهو

تنبور را ببينيد.

ارغانون

ارغنون را به بينيد.

ارغن

به ارغنون مراجعه شود.

ارغنون

سازي كه مركب بوده است از لوله هايي به طولهاي مختلف كه با دميدن در آنها توليد صوت مي شده است. در يونان قديم تعداد لوله ها هفت بوده ولي در ايران به دوازده رسيده است. اين ساز را مزامير نيز مي ناميده اند. در عمارت چهل ستون اصفهان، در نقاشي مجلس شاه عباس كبير و شاه همايون ( پادشاه هند )، در بين نوازندگان يك نفر ارغواني مي نوازد كه تعداد لوله هاي آن از دوازده متجاوز است. بتدريج كه بر تعداد لوله ها افزوده شد، براي دميدن در آنها انبان بكار بردند. اين ساز، را كه يكي از قديميترين آلات موسيقي است به زبان فرانسه ارگ مي نامند. در قديم، ارغنون همچنين به سازي اطالق مي شد كه مثل « كارگاه نساجان » داراي او تار متعدد بوده است. كلمه ارغنون در مورد مطلق ساز نيز در زبان فارسي بكار رفته است. و آن را به صورتهاي ارغن، و ارغون نيز ضبط كرده اند.

اسفيد مهره

از سازهاي بادي است.

اصف

نام يكي از ابزار موسيقي است.

اگري

چنگ را به بينيد.

اندرواي

گونه اي چنگ ايران باستان است.

حرف (ب)

از باتره تا بوق

باتره

دف و دايره را گويند.

باتوغن

از آلات غنا است.

بالابان

قسمتي از سرنا و كرنا و طبل و شيپور بزرگ كه از سازهاي بادي است و از ني ساخته مي شود.

بالبان

بالابان را به بينيد.

بربط

از سازهاي باستاني ايران است كه بعد از اسلام عود ناميده شده و در اروپا به آن لوت (Luth) گويند و مهمترين سازي است كه مورد آزمايش موسيقي شناسان واقع شده و فارابي از آن به تفصيل سخن گفته است، اين ساز تا دوره صفويه در ايران معمول بوده است و در تالار چهل ستون نقشي از آن هست.

برغو

از سازهاي بادي رزمي است مانند بوق يا شيپور كه طول آن از سرنا بزرگتر است.

بزق

تنبور را به بينيد.

بلبان

بالابان را به بينيد.

بوق

از سازهاي بادي است.

حرف (پ)

از پاي ستور تا پاي شور

پاي ستور

نام سازي است و آن كمينه ترين سازها است.

پاي شور

آن سازي است از پست ترين سازها.