كارگردان: جان مك تيرنان
تهيه كننده: ند داود، مايكل كرايتن، جان مك
تيرنان
مدير فيلمبرداري:
پيتر منزيس جونيور
تدوين: جان رايت
موسيقي: جري گلد
اسميت
بازيگران: آنتونيو باندراس، دايان ونورا، عمر
شريف، كريستن كلاك
زمان اصلي: 114 دقيقه
محصول: 1999 آمريكا
افتخارات: دريافت جايزه آلما / بهترين بازيگر
مرد، جايزه ايميجين / بهترين فيلم از جشنواره فيلم لس آنجلس
خلاصه داستان:
« احمد بن فضلان » در بادي عرب، عاشق زني شده
كه نبايد؛ بنابر اين او را به شمال، كه وحشي و بدوي است مي فرستند. در سال
922 ميلادي، اين يعني تبعيدي مادام العمر. پس از اين كه هيات اعزامي به
وايكينگهاي سياح بر مي خورند و با آنان رابطه اي دوستانه برقرار مي كنند،
پسركي خود را به اردوگاه شان مي رساند تا سلحشوران را به زادگاه شاه فرا
خواند. « وندول » ها، موجودات هيولا صفت « ميست » به زادگاه آنان حمله كرده و
هر كه را سر راه خود مي بيند، مي كشند و مي خورند. كاهن پيشگو، سيزدهمين
سلحشور را وا مي دارد تا وايكينگها را در رويارويي شان با « وندول » ها
همراهي كنند - ولي اين سيزدهمين سلحشور نبايد از اهالي « شمال » باشد. احمد
بن فضلان كه بلافاصله به او لقب « ايبان » داده اند - ابتدا با اين غريبه هاي
شمالي احساس راحتي نمي كند ولي هنگامي كه در مي يابد « وندول » ها واقعا وجود
دارند، دليرانه در كنار وايكينگها مي جنگد - آن هم جنگي كه پيروزي در آن
امكان ندارد ...