Home - Iranactor - Help


سينماي ايران     جشنواره فيلم فجر    فيلمها    هنرمندان   |    اخبار   |   برنامه سينماها   |   آلبوم عكس  |   سينماي جهان   |   فروشگاه

جستجو  از طريق حرف اول نام فيلم

ش

س

ز

ر

د

خ

ح

چ

ج

ت

پ

ب

الف

آ

ي

و  -  ه

ن

م

ل

گ

ك

ق

ف

ع

ط

ض

ص

جستجو بر اساس سال ساخت:         1385        1384       1383       1382      1381    |     1380     |      1379      و ... بيشتر

رویای یک نیمه شب تابستان

کارگردان: داریوش مودبیان

تهیه کننده: هدایت فیلم، تعاونی 117 ارومیه

فیلمنامه: داریوش مودبیان، فرید مصطفوی

مدیر فیلمبرداری: غلام رضا آزادی

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: امیر فرشید رحیمیان

صدا: فرهاد ارجمندی

طراح صحنه: رحیمه صباحی

عکس: علی نیک رفتار

طراح گریم: عبدالله اسکندری

بازیگران: اکبر عبدی، منوچهر حامدی، حسین کسبیان، زیبا نادری، شهلا ریاحی، خسرو دستگیر، منصور والامقام، رامین پور ایمان، روح الله مفیدی، بهزاد رحیم خانی، محمود کدخدایی، داریوش مودبیان، نعمت الله گرجی

محصول: هدایت فیلم، تعاونی 117 ارومیه

سال ساخت: 1373

زمان: 90 دقیقه

 

خلاصه داستان:

تهران، جنگ جهانی اول

قلی، برادر کوچک تر یک خانواده سلطنتی تهرانی، داخل پاتیل یخ در بهشت می افتد و یخ می زند. اعضای خانواده که گمان می کنند قلی برای یافتن دختر عمه اش، مخموره،از خانه خارج شده است ردی از او نمی یابند.

 

تهران، 1373

 نود و نه سال از وصیت آقا بزرگ می گذرد و حال می توان باغ و خانه سلطنتی را خراب کرد. هر یک از وارثان، برای این محل نقشهای دارند: یکی قصد برپایی سالن آرایش و زیبایی را دارد، یکی به مدرسه غیر انتفاعی می اندیشد و دیگری قول واگذاری زمین را به یک بساز و بفروش داده است. اما شکسته شدن پاتیل یخ در بهشت و به هوش آمدن عمو قلی، پیش بینی های برادرزاده هایش را به هم می ریزد.

آنها برای جلوگیری از حیرت و سرگردانی قلی و نیز به جهت جلب رضایت او برای کوبیدن باغ و خانه، به شکل اطرافیان عمو و هشتاد سال قبل در می آیند. از طرفی، مرجانه، مستخدم خانه، به عنوان مخموره، نامزد قلی معرفی می شود تا به این وسیله بازماندگان از محل صندوقچه جواهراتی که قلی هنگام یخ زدن به همراه داشته، با خبر شوند. همه چیز طبق برنامه پیش می رود و تیمسار بازنشسته رویا باف همسایه نیز به تغیر فضا کمک می کند تا آنکه قلی از حرفهای چند بازیگر محلی که در نقش قزاقها که بیرون از خانه کشیک می دهند در می یابد چگونه فریب خورده است. با کمک ماندگار، مستخدم پیر خانه، قلی وصیت نامه ای را تنظیم می کند و باغ و ملک را دست نخورده در اختیار نسل های بعد قرار می دهد و صندوقچه جواهرات نیز خرج ازدواج قلی با مرجانه است.