Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

و

 

 


از وصاد تا ولي

وصاد

 

بافنده. نساخ  و مائك.

وصاف

 

وصف كننده. وصف شناس. عارف به وصف. بسيار وصف كننده. طبيب. پزشك.

وصال

 

مواصله. دوستي بي آميغ و بي غرض كردن. پيوسته داشتن. در تداول رسيدن به كسي و در در مقابل فراق. رسيدن به مقصود.

وفا

 

وعده بجاي آوردن و سر بردن به دوستي و عهد و سخن. ثبات در عهد و پيمان و قول و سخن و دوستي و صفا و صدق و ضمانت در كارو كردار. پيمان. عهد. دوستي. صميميت.

وكيل

 

آنكه بر روي كار گذارند. آنكه كاري را به وي واگذار شود.

ولد

 

فرزند. بچه خواه نرينه باشد خواه مادينه.

ولي

 

محب و صديق. محب و دوستدار. معين و ناصر. نصير. ياري دهنده. يارو مدد كار. نامي از نامها ي باري تعالي است.