Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

س

 

 


از سياح تا سيندخت

سياح

 

صيغه مبالغه بسيار سير كننده، سياحت كننده و مسافر

سياره

 

قافله و كاروان، ستاره كه به حركت خود متحرك باشد و مجموعه آنها كه سيارات گفته سوند هفت است. قمر، عطارد، زهره، شمس، مريخ، مشتري و زحل.

سيامك

 

در اوستا سيامك به معني سياه موي مند و داراي موي سياه آمده است.

سياوخش

 

سياوش

سياوش

 

دارنده اسب نر سياه.

سيبو

 

سيب كوچك، يا بوي سيب.

سيبويه

 

ابو بشر عمر و بن عثمان بن قنبر فارسي بيضاوي و سپس عراقي مصري ملقب به سيبويه.

سيد

 

پيشوا و مهتر قوم و سردار. مهتر، لقب فرزندان پيغمبر. دانا و فاضل و حكيم. مرد كريم.

سيده

 

مونث سيد.

سيروان

 

نام رودي كه آن را سيروان رود گويند.

سيروس

 

كوروش

سيف

 

شمشير زدن. شكافته شدن. به شمشير كسي را زدن.

سيما

 

نشان و علامت. قيافه. چهره. صورت.

سيمبر

 

اشاره به بدن سفيد است. سيم تن. سيمين تن.

سيمين

 

نقره گين. منسوب به سيم و نقره. از سيم.

سينا

 

سوراخ كننده. نام كوه طور است.

سينداد

 

از مرزبانان پارسي است كه برديار عرب برزمين كنده و حضرت الموت فرمان داده است.

سيندخت

 

نام مادر رودابه كه مادر بزرگ رستم و همسر مهراب شاه والي كابل است.