|
سمك |
|
بلند كردن. بلند شدن. سقف
خانه. بلندي. |
|
سمبتر |
|
كسي كه ياسمن در برو آغوش
گرفته و بوي خوش از وي بر آيد. خوشبو معطر. |
|
سمندر |
|
نام جانوري است كه در آتش
متكون مي شود. |
|
سميرا |
|
نام موضعي است در راه مكه
معظمه. |
|
سميه |
|
زني زاينه مادر زيادبن
ابي سفيان. |
|
سنائي |
|
حكيم ابولمجد مجدودبن آدم
سنايي شاعر عاليمقدار و عارف بلند مقام قرن ششم و از استادان مسلم شعر فارسي
است. |