|
سلامان |
|
نام عاشقي افسانه اي كه
ابسال معشوقه او بوده است. |
|
سلجوق |
|
نام يكي از اجداد سلاطين
سلجوقيه بود كه نسب او به افراسياب مي رسيده است. |
|
سلدوز |
|
امير چوپان سلدوز يكي از
امراي مغولي بسيار مهم دوره غازان خان است. |
|
سلطان |
|
ملك، والي، پادشاه. |
|
سلم |
|
نام پسر فريدون است. |
|
سلمان |
|
سنگ بزرگ. |
|
سلمك |
|
نام آوازيست از جمله شش
آوازه موسيقي كه آن شهناز، كردانيه، گوشت، مايه، نوروز و سلمك باشد. |
|
سلوان |
|
مهره افسون. داروي بي غمي
است كه خوردن آن غم و اندوه بزدايد و آن را مفرح نيز گويند. |
|
سليك |
|
مخفف بو سيلك است و آن
نام مقامي است از جمله دوازده مقام كه عباتند از بزرگ، بوسليك، حجاز. حسيني،
راست، رهاوي، زنگوله، صفا هانك، عراق، عشاق، كوچك و نوا. |
|
سليله |
|
دختر، دخت، مقابل پسر. |
|
سليم |
|
درست و صاحب سلامت. بي
عيب و درست. تندرست و سالم، آسان. |
|
سليمان |
|
نام پيغمبري معروف است كه
پسر حضرت داود (ع ) باشد. |