Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ن

 

 


از نساء تا نظيفه
نساء

 

خستگي ناپذير. ناافتاده. آنكه بستوه نيايد.

نستهن

 

نام برادر پيران ويسه است كه در كوه گنابد بدست بيجن كشته شد. آن را نستيهن نيز نوشته اند.

نسرين

 

نام گلي است معرف و آن سفيد و كوچك و صد برگ مي باشد.

نسيب

 

تثبيب كردن به كسي در شعر. غزل گفتن و وصف جمال زن نمودن. مناسب.

نسيبا

 

از شعراي عثماني است كه در جلد ششم قاموس الاعلام ذكرش رفته است.

نسيبه

 

از زنان شجاع و نامبردار عرب است. وي بگاه ظهور اسلام به پيامبر ايمان آورد و در سلك صاحبه وي در آمد و در جنگها شركت جست و مردانه و دوشادوش مسلمانان پيكار كرد.

نشاط

 

خوشي. شادماني. خرمي. سرور. شادي. طرب. خرسندي. سرزندگي. دل زندگي. زنده دلي. خوشدلي. رامش.

نصار

 

يكي از طوايف بني كعب خوزستان است.

نصر

 

ياري. عون. مظاهرت.ياري گري. اعانت. مظلوم. فتح. ظفر.

نصران

 

ترسا. نصراني. مرد ترسا. واحد نصارا است.

نصرانه

 

تأنيث نصران است.

نصرت

 

ياري كردن. ياري دادن. دستگيري. حمايت. كمك ياري. اعانت. ياريگري. نصر. فتح. ظفر. فيروزي. پيروزي. موفقيت.

نصيب

 

بهره. حظ. بهر. حصه. قسمت. قسم.

نصيبه

 

مأخوذ از نصيب. بهره سهم. بهر. روزي. رزق. حظ. بخش.

نصيح

 

پند دهنده. نيكخواه. نصيحت كننده.

نصير

 

ياري كننده. ياري دهنده. ياري گرد. مدد كار. ناصر. يار. ياور. ولي. نامي ازنامهاي خداي تعالي.

نظام

 

رشته مرواريد و جز آن. رشته جواهر. واسطه نظم و آراستگي. عوام امر. صلاح كار. آراستگي هر چيز.

نظر

 

نگريستن در چيزي به تأمل. چشم انداختن. چشم داشتن. چشم. بصر. نگاه.

نظير

 

مانند. مثل. شبيه. شريك. هنباز. برابر. يكسان. مساوي. ماننده . همانند. همتا. جفت. يار. شفيق.

نظيف

 

پاكيزه. پاك. طاهر. پاكيزه تميز. نفي نهي. حلال.

نظيفه

 

تأنيث نظيف است.