Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ن

 

 


از نبات تا نحميا
نبات

 

گياه. روئيدني كه لفظ ديگرش گياه است.

نبي

 

رسول، پيامبر، آگاه كننده از خدا. آنكه از خدا خبر دهد. بلند قدر. بلند شده. بزرگي داده شده بر جميع خلق. زمين مرتفع.

نتاس

 

خوش و خرم و خوشحال و بي تشويش و با فراغت باشد چنانچه هر گاه گويند نتاسيدم به عني اين باشد كه خوشحال شدم و عمر به فراغت گذرانيدم.

خوب خوش. خرم. خوشحال. تندرست. بي تشويش. خرسند. خوشخوي. بشاش. مهربان. آنرا نتاس هم نوشته اند كه همان نيثاش سنسكريت باشد.

نجات

 

رهايي. خلاصي. آزادي. رستگاري، رستن. نجاح.

نجف

 

جاي بلند دراز نرم كه آب بر آن نرود و آن در ميانه وادي مي باشد و گاهي در ميانه زمين. يا آن زمين مستدير بلند. اطراف است. جايي كه آب بدان نرسد.

نجم

 

ستاره اختر. جمع آن انجم است. پروين. ثريا. سوره پنجاه و سوم از قران كريم مشتمل بر 62 آيه.

نجيب

 

مرد اصيل و شريف. جوانمرد. بزرگ و گرامي گوهر. گوهري نژاده. كرين. مسيب. بزرگوار. باگهر.

نجيبه

 

تأنيث نجيب است.

نحميا

 

به معني تسلي يافته است. نحميا پسر حكليا برادر حناني از سبط يهودا بود.