Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

م

 

 


از موبد تا مؤيد
موبد

 

رئيس ديني زرتشتيان.

مؤتمن

 

اعتماد كننده. امين گيرنده. بي بيم و ترس گرداننده. امين. امين و وكيلي كه داراي امانت باشد.

موثق

 

استوار كرده شده و اعتماد داشته شده. استوار. محكم. استوار شده.

موج

 

كوهه آب. نورد آب. آشوب دريا. كوهه، خيزابه. خيزاب. آب خيز آشوب دريا. خوش عنان و سبك جولان. سبك رو. بلند. رميده. از خود رفته.

موجان

 

چشم پر كرشمه خواب آبوده. مجازا چشم نيكوان.

موحد

 

كسي كه خداوند عالم را يكي مي داند و يكي مي گويد.

مودود

 

دوست داشته شده. محبوب كه مورد مهر و محبت است.

مؤذن

 

آگاهي دهنده. از اعلام كننده. اذان گوينده. اذان گوي.

موسي

 

استره. حلاق. تيغ. تيغ دلاكي كه بدان سرتراشند. طرف اعلاي خود آهني.

موفق

 

توفيق يافته. كسي كه پس از گمراهي به راه راست هدايت شده باشد. رشيد. هدايت شده. داراي توفيق و آنكه هر كاري براي وي موافقت مي كند و به آساني دست مي دهد و بختيار و سعادتمند و فرخنده. دست يافته.

موقر

 

مرد آزموده خردمند. آزموده. بزرگي داشته شده و مرد سنگين و بردبار و باوقار.

مولا

 

مولي. سرور. مخدوم. سرپرست كه مورد احترام و ستايش كس يا كسان باشد.

مولانا

 

خواجه ما. آقاي ما.

مولود

 

زاده، زاييده شده. متولد شده. بوجود آمده. پديد آمده. ايجاد شده. پيدا آمده.

مؤمن

 

اعتماد كننده. راستي كننده. امين پندارنده.

از نامهاي خداي تعالي است.

مونس

 

انس دهنده. انس گرفته و خودگار و خوگر. همراز. انيس. مأنوس. رفيق. همنفس. همدم. آرام دهنده. شاد كننده.

مؤيد

 

قوت دهنده. تقويت كننده. نيرو دهنده. ياري كننده. مساعد.