Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

م

 

 


از مصباح تا مظهر
مصباح

 

چراغ. سراج، چراغ افروخته. مشعل. ستاره

مصدق

 

صدقات گيرنده. صدقه ستاننده. فراهم آورنده زكوة. تصديق كننده و آنكه تصديق كند ديگري را و گواهي دهد صداقت و راستي ديگري را. مقوم. ارزياب.

مصطفي

 

برگزيده. برگزيده شده. گزين كرده شده. گزيده. گزين. مختار. اختيار شده. انتخاب شده. صاف كرده شه. مصفا

از نامهاي پيامبر است.

مصور

 

نامي از نامهاي خداي تعالي.

مطلب

 

نام جد رسول اكرم ( ص ) مطلب از قريش. د جاهلي و از اعمال بزرگ نبي ( ص ) و برادر هاشم جد حضرت رسول اكرم بود.

مطيب

 

پاك و خوشبودار كرده شده. خوشبو شده و معطر شده و پاكيزه شده.

مطيعا

 

در تذكره نصر آبادي درباره مطيعاي شاعر آمده است: « از تبارزه مساكن عباس آباد اصفهان است. مردي در كمال برشتگي و آرام، دلينشين خاطره ها و مقبول دلها بود.»

مطيع

 

اطاعت و فرمانبرداري كننده. فرمانبردار. رام و فروتن. فرمانبر. پيشكار. منقاد.

مظفر

 

فيروزمندي داده شده. فيروز. بمراد رسيده. آرزو يافته. كامروا. پيروز. منصور.

مظهر

 

جاي بالا رفتن. محل ظهور. جاي آشكار شدن. جلوه گاه. جاي پيدايش. تماشاگاه منظر و تماشاخانه.