Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

م

 

 


از مستان تا مشير
مستان

 

مزيد عليه مست كه الف و نون آخر معني جمع را نمي رساند و به معني در حالت مستي. مست.

مستانه

 

چيزي كه حركات و سكنات آن بطور مستان باشد چون لغزش مستانه و رفتار مستانه و گريه مستانه و جلوه مستانه، منسوب به مست.

مستعان

 

ياري خواسته شده. كسي كه از او استعانت كنند وياري خواهند.

نامي از نامهاي باري تعالي.

مستعصم

 

نعت فاعلي از استعصام، آنكه سخت مي گيرد چيزي را او ضبط مي كند.

مستنصر

 

ياري خواهنده و اسصتمداد كننده. ياري طلب. ياري خواه. سائل و پرسنده.

مستوفي

 

سر دفتر اهل ديوان كه از ديگر محاسبان حساب گيرد. سر آمد دفتر داران ماليه يك مملكت.

مسرور

 

فرخ. شاد. شادكرده. شادان. شادمان. شادمانه. خوشحال. خوشوقت. خوش. تازه روي. خرم.

مسعود

 

نيك بخت شده و نيكبخت. ميمون و مبارك. سعادتمند. خجسته.

مسلم

 

كسي كه متدين به دين اسلام باشد. اسلام آورده. كسي كه مردم از دست و زبان او آسوده باشند.

مسلمه

 

زني كه متدين به دين اسلام باشد.

مسيب

 

نعت تفضيلي از تسييب.

مسيح

 

مرد بسيار جماع، مرد كثيرالجماع، مرد ممسوح نيم روي كه چشم و ابرونداشته باشد.

مسيحا

 

نام حضرت عيسي ( ع )

مشتاق

 

آزمند چيزي. آرزومند و بسيار مايل و راغب و طالب و داراي شوق. خواهان.

مشرف

 

بلند. بالا بر آمده و افراشته و بلند و رفيع و سركوب و افراخته شده و بلند برآمده نمايان.

مشعوف

 

ديوانه و شيفته دل از جنون و بيم و مانند آن شيفته و عاشق و محب. سخت دوستدار. شيفته.

مشفق

 

مهربان. نصيحتگر. مهرباني كننده. ترسان و مرد بيمناك. ترسنده بر كسي.

مشير

 

صاحب مشورت مشورت كننده. اشارت كننده. با دست اشاره كننده.