|
كيا |
|
به معني كي است كه
پادشاه بزرگ جبار باشد. پادشاه بزرگ. پادشاه. |
|
كيارجان |
|
نام پدر لهراسب شاه
است و آن پسر زريوند و برخي اروند گفته و او پسركي پشين بوده است. |
|
كيارش |
|
نام يكي از چهار پسر
كيقباد است. |
|
كيازند |
|
پادشاه بزرگ و عظيم
الشاهژن باشد. |
|
كياكسار |
|
پسر آستياك و دايي
كوروش. وي پس از پدر زمام امور را بدست گرفت. |
|
كيان |
|
جمع كيا يعني پادشاهان
بزرگ. جبابره |
|
كياندخت |
|
از نامهاي زنان است. |
|
كيانوش |
|
نام يكي از دو برادر
فريدون بود. |
|
كياوش |
|
مانند شاه. |
|
كي پشمين |
|
يكي از چهار پسر
كيقباد است. |
|
كيسم |
|
پدر گروهي از تازيان
كه فرزندانش كياسم بودند و متقرض شدند. |
|
كيخسرو |
|
به معني پادشاه بلند
مرتبه و عادل باشد. |
|
كيقباد |
|
اولين پادشاه كياني و
پدر كيكاوس. |
|
كيكاوس |
|
دومين پادشاه كياني و
پدر سياووش و جد كيخسرو. |
|
كيميا |
|
عملي است مشهور نزد
اهل صنعت كه به سبب امتزاج روح و نفس، اجساد ناقصه را به مرتبه كمال رسانند
يعني قلع و مس را نقره و طلا كنند و چون اين عمل خالي از حيله و مكر نيست از
اين جهت به اين نام خوانند. |
|
كيوان |
|
ستاره زحل است. نام
ستاره هفتم از هفت سياره است. |
|
كيومرث |
|
اول كسي است از فرزند
آدم ( ع ) كه پادشاه شد و آن اولين پادشاه سلسله پيشداديان است. |
|
كيهان |
|
جهان را گويند. جهان و
روزگار و دنيا باشد. |