|
كسري |
|
خسرو، لقب هر يك از
پادشاهان عجم. |
|
كشواد |
|
نام پهلوان پايتخت
كيكاووس پادشاه ايران. |
|
كشواسف |
|
پورپشنگ برادر
افراسياب. |
|
كشور |
|
مملكت. اقليم. موطن.
مولد. وطن.
از نامهاي زنان است. |
|
كلاله |
|
موي پيچيده. موي مجعد.
به معني زلف نيز آمده است. موي تابدار. |
|
كلان |
|
بزرگ. بهتر. مهتر.
عظيم. كبير. بزرگوار. جسيم. |
|
كلاهور |
|
نام پهلواني بوده
مازندراني. |
|
كلاهون |
|
به نقل از برهان: نام
پهلواني و بهادري بود. |
|
كلباد |
|
نام پهلواني توراني
بود كه در جنگ دوازده رخ بدست فريبرز پسر كاوس كشته شد. |
|
كلثوم |
|
آنكه دو گونه و چهره
او پر گوشت باشد. مرد پر گوشت رخسار نيكو روي. پيل يا پيل بزرگ. از اعلام
است. |
|
كلخند |
|
از امراي هندوستان كه
سلطان محمود غزنوي وي را در قلعه اي محاصره كرد و او ابتدا زنش را كشت پس
آنگاه خودش را با ضربت شمشير كشت. |
|
كليم |
|
هم سخن. سخن گو. كلام
و سخن كننده.
لقب موسي (ع ). |
|
كمال |
|
تمام. تماميت. كامل
بودن. كامل. جمع كامل. |
|
كمانگير |
|
لقب آرش است و او
پهلواني بوده كه يك تير از آمل به مرو انداخته است و آن مسافت چهل روز راه
است. |
|
كمند |
|
ريسماني باشد كه در
وقت جنگ در گردن خصم انداخته به خود كشند و گاهي شخصي يا چيزي را از جاي بلند
نيز بر آن انداخته به خود مي كشند. |
|
كميل |
|
از نامهاي عرب است. |