Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ج

 

 


از جابر تا جاهد

جابر

 

شكسته بند. ستمگر. ستمكار.

جاثم

 

از محمدثان است و ابراهيم ابن فهد از وي روايت مي كند.

جاحظ

 

مرد بزرگ چشم. چشم ورپلغيده.

جادنگور

 

آن كس را گويند كه آنچه پارسيان زرتشتي نذرونياز آتش خانه وهير بدان و هربد هيربدان و موبدان و دستوران كنند، گرفته و به مصرف برساند.

جارب

 

يكي از شجاعان داود ( ع )

جارم

 

از عاماي بزرگ متأخر اسلام كه در سال 1300 عمري در گذشت.

جازان

 

مردي شريف و از حكمرانان مكه بود كه تركها عليه او ائتلاف كردند و پس از مدت كوتاهي از حكمروايي او را به هنگام طواف كشتند.

جاسبار

 

يكي از مهندسين ديوان مشاغل مصر و صاحب كتاب نهايه الاوطارفي عجايب الاقطار.

جاسم

 

نامي از نامهاي مردان مانند قاسم و صورت ديگري از قاسم.

جالينوس

 

نام يكي از سرداران ايراني كه در جنگ با اعراب شركت داشت و شكست خورد.

نام نوائيست در موسيقي.

جاماس

 

نام حكيمي كه از را جاماسب هم خوانده اند.

جاماسب

 

جاماسب از خاندان هوگوه در اوستا و برادر فرشوشتر بود و هر دو وزيركي و گشتاسب بودند.

جاماسف

 

اين جاماسف همان جاماسب ابن فيروز است كه به اين صورت هم ضبط شده است.

جان آفرين

 

روان آفرين. خالق روح. آفريننده جان از صفات باريتعالي. خالق. آفريدگار. خدا.

جانعلي

 

از سرداران سلطان حسين ميرزا بايغرا.

جانوسپار

 

نام موبد خسرو پرويز.

جاني

 

نام شاعري همداني است.

جاويدان

 

همواره. باقي، پيوسته،‌ابدي، پاينده.

جاويد

 

پاينده، هميشه دائم.

از نامهايي كه مردان برگزينند.

جاويدان

 

مؤسس اوليه فرقه خرميان.

جاهد

 

ساعي، سعي كننده. كوشش كننده.