Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ه

 

 


از هوپمن تا هيلانه

هوپمن

 

به لغت زند و پازند روي را گويند و به عربي وجه خوانند. رخسار. سيما.

هوتانه

 

نام جد مادري اردشير درازدست كه در داستان بردياي دروغين نقشي داشته است.

هوتخش

 

صنعتگر. نيك كوشنده و ورزنده. دست ورز. پيشه ور.

هوتخشبد

 

رئيس صنعتگران در عهد ساساني.

هوتس

 

نام زن گشتاسب معاصر زردشت.

هوتن

 

نام از نامهاي مردان است.

هوخشتر

 

از پادشاهان معروف سلسله ماد و پسر فرورتيش يا افرار تس بوده است.

هود

 

نام پيغمبر قوم عاد. سوره يازدهم از قران كريم بنام او است.

هور

 

نامي از نامهاي آفتاب است. خور. خورشيد. شمسشارق. شيد. بيضا. سور. مهر.

هورام

 

نام شهريار جازر بود كه هنگام گشودن فلسطين بر جازر شهريار بود.

هورتاش

 

هور + تاش . هور به معني خورشيد و تاش از ادات شركت و مصاحبت است.

به معني خورشيد چهر هم آمده است.

هور چهر

 

آنكه سيمايي روشن چون خورشيد دارد. خورشيد چهر

هورخش

 

به معني هور است كه نام آفتاب عالمتاب باشد.

هورشيد

 

آفتاب. خورشيد. هور به معني آفتاب و شيد نور است.

هورمز

 

نام فرشته ايست. هومزد. هور مزد.

نام ستاره مشتري است.

هورمزد

 

به معني هورمز كه نام فرشته ايست.

هوشمند

 

صاحب هوش. باهوش. عاقل. بخرد.

هوشيار

 

هشيار. كسي كه داراي هوش است. باهوش.

هوشديو

 

از پهلوانان ارجاسب توراني است كه درجنگ با گشتاسب شاه ساقه دار سپاه بوده است.

هوشنگ

 

به معني امر اول باشد و هوش و آگاهي و عقل و خرد را نيز گفته اند.

هوم

 

نام مردي است از آل فريدون كه در كوهي عبادت كردي، جون افراسياب از كيخسرو مغلوب و منكوب، روي پنهان مي زيست بجانب دربند افتاد، در بيغوله ها بسر مي برد تا بكوهسار ارمن و بردع در افتاد شب بغاري خزيد و از غايت محرومي از مال و دولت بر خود نوحه مي كرد و ناله مي گشيد.

هومان

 

از پهلوانان توراني شاهنامه و برادر پيران ويسه است و از سران لشكر افراسياب است.

هومن

 

مخفف هومان

هويدا

 

آشكار. ظاهر. روشن. سخت پيدا. نمايان. مبين. در نهايت ظهور.

هويدك

 

نام يكي از پيشوايان ملحدانست حكيم خاقاني از او در خجوي كه براي ابوالعلاء گنجينه اي سروده، نام برده است.

هيراد

 

خود را به مردم تازه روي و خوشحال وانمودن و به عربي بشير خوانند.

هيربد

 

خادم و خدمتكار آتشكده. بعضي خداوند بزرگ و حاكم آتشكده را گفته اند.

هيرسا

 

پارسا و آن شخصي است كه در تمام عمر بازنان نزديكي نكرده است.

هيرمند

 

هيربد و هيرمند لقب گشتاسب شاه بوده است.

هيلانه

 

نام يكي از قهرمانان منصور خليفه است و او در نزد خليفه پايگاهي والا داشت.