Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ه

 

 


از هما تا هنگامه

هما

 

مرغي است كه استخوان مي خورد و گويند سايه او بر بسر هر كه افتد به دولت و سلطنت رسد.

همازاسب

 

نام يكي از سرداران هخامنشي است.

همام

 

مهتر دلير جوانمرد. مهتر. سر. سرور. سيد. رئيس. بزرگ.

همايون

 

در اصل به معني مبارك و فرخنده است. خجسته. فرخنده. فرخ. فرخجسته. ميمون.

همت

 

اراده و آرزو و خواهش و عزم.

همتا

 

همزاد. همجنس. نظير و مانند. عديل. همانند. قرين. شيبه.

همدم

 

هم نفس. نديم. قرين. دوست.

همراد

 

دو كس را گويند كه در همت و سخاوت و شجاعت و جوانمردي و كرم همچو هم باشد.

همراز

 

محرم اسرار. شخصي كه از او هيچ چيز پنهان نكنند. دو تن كه رازهاي خود را با يكديگر گويند.

همراه

 

آنكه در راه با كسي رود. قرين. همدم. مونس.

همري

 

زن با بانگ و فرياد درشت. آواز پليد زنان.

همزاد

 

هم سن. همسال. توأم. دو قلو. دوست. رفيق.

همگر

 

بهم كننده و پيوند دهنده چيزها. جولاو بافنده.

هميلا

 

فرنگيس و سهيل سرو و بالا

عجب نوش و فلكناز و هميلا.

 

هميلا گفت: آبي بود روشن

روان گشته ميان سبز گلشن.

هنر بخش

 

آنكه هنر نمايد و به ديگران هنر آموزد.

هنگامه

 

مجمع و جمعيت مردم و معركه بازيگران و قصه خوانان و خواص گويان و امثال آن باشد.