Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

چ

 

 


از چابك تا چيستان

چابك

 

چست و چالاك. فرز، تند. سبك زرنگ، زبر و زرنگ، به صورت چابوك هم نوشته شود.

چابك

 

يكي از غلامان سراي سلطان محمود غزنوي كه پس از سلطان محمود از سلطان مسعود منصب حاجبي يافت.

چاكر

 

نوكر، ملازم، خادم، خدمتكار،‌مستخدم، گماشته، مزدور، اجير.

چالاك

 

چابك، جلد، چست، تند، فرز

چامه

 

به معني شعر باشد. سخن منظوم و موزون.

چاوك

 

چكاوك.

چاووش

 

نقيب لشگر، چاووش، آنكه در جنگ فرمان حمله دهد و سپاهيان را تشجيع و تشويق كند.

چتش پيش

 

از رؤساي قوم پارس پسر و جانشين هخامنش سردودمان هخامنشي.

چتر من

 

سلاطين و امرا را گويند. حاكم و فرمانروا.

چخوشش

 

نام پنجمين نياي زرتشت.

چغان

 

شخصي را گويند كه در كارها سعي و كوشش تمام داشته باشد.

چغري

 

ملك الملوك داود بن ميكائيل بن سلجوقي. چغري بيك و چغريبك هم نوشته شده است.

چكاد

 

تارك سر. فرق سر. برآمدگي پيشاني را هم گفته اند.

چكاده

 

چكاد.

چكامه

 

قصيده، شعر و قصيده است. چامه و سرواد و شعر و سرود و چكامه.

چكاوك

 

مرغي ست به اندازه گنجشك كه بر سر خوجي دارد و بانگش خوش باشد.

همان چكوك و جاوك است كه مرغي باشد با آواز لطيف.

چكوك

 

چكاوك

چكاوه

 

چكاوك

چنگيز

 

نام اصلي او به مغولي تموچين است كه در حدود سال 549 هجري در مغولستان به دنيا آمد. چنگيز پس از قدرت يافتن بخش عظيمي از آسيا را تسخير كرد و اعقاب او تا مدتي بر ايران حكمراندند.

چهارشنبه

 

نام روز پنجم هفته و از اسمهايي كه گاه مردان روستايي برگزينند.

چهرانگيز

 

انگيزنده چهره. رخ نماينده.

چهرزاد

 

نام همان دختر بهمن است و بهمن او را بحكم شريعتي كه تابع آن بود به نكاح خود در آورد و داراب از او متولد شد.

چيستان

 

لغز، معما.