|
بخت |
|
نام پادشاهي جبار كه پدر او نصر بود و بيت
المقدس را ويران كرد. |
|
بختيار |
|
بختور. بخت آور، سعيد، خوشبخت. فيروز بخت. |
|
بخسلوس |
|
نام پادشاهي در داستان وامق و عذرا كه عذرا را
به قهر و تعدي و عنف بده بود. |
|
بدرالدين |
|
عده اي از امرا، شعرا او دانشمندان اين نام را
داشته اند، مانند بدر الدين جهرمي حسنويه، بدر الين عاملي، بدرالدين بيهقي. |
|
بدر |
|
از شاعران و نويسندگان بوده است كه عطار در گل
و هرمز از او نام برده است. |
|
بدري |
|
ماه تمام و دو هفته
بودن.حالت ماه دو هفته. |
|
بديع |
|
نو بيرون آورنده. نو
كننده. چيزي نو بيرون آورنده. |