|
بكار |
|
از روات است. |
|
بكتاش |
|
در لغت به معني « بخرام و
جلوه كن.» |
|
بكتانوش |
|
در آنندراج با توضيع «
نام پادشاه جنيان » آمده است. |
|
بكتغدي |
|
سالار غلامان و خواجه
سرايي در زمان سلطان محمود. |
|
بكتوزن |
|
سپهسالار خراسان و حاجب
سالار اواخر عهد پادشاهان سلسله ساماني. |
|
بكتوسان |
|
در برهان با توضيح « نام
مردي بوده دانا و فهميده و عاقل » آمده است. |
|
بكلر |
|
بزرگ و امير |