Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

الف

 

 


از انامك تا انيس

انامك

 

نام يكي از ماميهاي ايراني دوره هخامنشي است.

اناهيتا

 

آناهيتا.

پاك و بي آلايش.

انتظام

 

در كشيدن وراست گرديدن مرواريد، در رشته كشيدن مرواريد. تمام شدن كار، سامان گرفتن،‌پيوستگي، بساماني، آراستگي، ترتيب، نظم.

انجام

 

انتها و آخر هر كار ،‌اتمام كار، آخر كار، عقبت، فرجام،‌نهايت، غايت.

انجب

 

از شاعران قرن دوازدهم است.

انجلاء

 

روشن گرديدن و هويدا شدن. دور شدن ابرو و واشدن غم، از خانه و وطن بيرون رفتن.

انجم

 

ستارگان، اختران، اخترها، ستاره ها.

انجو

 

جزيده، آبخوست، آداك.

اندارس

 

نام شخصي كه رسولي براي خواستگاري نزد عذرا فرستاد و عذرا چشم رسول آن شخص را به انگشت كند.

انسي

 

شاعر بود. به هند رفت و به حضور شاهجهان رسيد. در سال 1026 كشته شد.

انصاف

 

داد دادن، عدل كردن، راستي كردن.

انور

 

روشن تر، نوراني تر، منورتر، بافروغ تر.

انوشا

 

مذهب و كيش زرتشتيان.

انوشتكين

 

يكي از غلامان بگاتگين غزنوي كه در خدمت ملكشاه سلجوقي بربته طشتداري رسيد و از جانب آن پادشاه بحكومت خوارزم منصوب و به خوارزمشاه مشهور شد.

انوشه

 

خوشي و خرمي، خوشا، شادمان، مجازا ً داماد

انوشروان

 

انوشيروان.

انوشيروان

 

جاويد، جاويدان، داراي روان جاويد.

انيس

 

مونيس، انس دهنده، انس گيرنده، خوگرفته شده، همدم و غم خوارو مصاحب.

از نامهايي ست كه زنان برگزينند.