|
1) آنكه بنده نباشد،
يله، رها، مستخلص. رسته، فارغ، سالم از درد،تندرست.
2) نام نوعي ماهي بزرگ
و لذيذ كه در درياي خزر بسيار باشد.
3) نام لحني كه آن را
آزادوار نيز خوانند.
4) نوعي سرو
5) نام قصبه اي از
توابع نخجوان كه شراب و انگور آن مشهور بخوبي است و مردم آن سفيد فام و نيكو
روي باشند. |