|
آوا |
|
از سران سپاه و سپهبدان
لشگر كيخسرو، شاه كياني. |
|
آويش |
|
آويش، يوشن، پودنه
صحرايي، پودنه كوهي. به مجاز زلف شاهدان را نيز گفته اند. |
|
آهو |
|
1) غزال، غزاله.
2) عيب، نقص. |
|
آيت |
|
1) نشان، نشانه، علامت.
2) معجزه، دشواري، معجز |
|
آي تيمور |
|
از سربدارن، نامش محمد
بود و پس از وجيه الدين مسعود امارت يافت. |
|
آيدين |
|
1) نام شهري از تركيه
بجنوب شرقي از مير
2) نام سلسله اي از
امراي ليديا كه بايزيد اول در سال 792 اين سلسله را بر انداخت و كشورشان را
ضميمه ممالك عثماني كرد. |
|
آيوت |
|
نتام يكي از بهدينان كه
در بند 118 فروردين يشت ذكرش آمده است. |