|
شيبان |
|
شيبان و ملحان نام دو ماه
زمستان است كه در آن سردي زياده باشد. |
|
شيبه |
|
تير انداز. سپير شدن موي
سر. |
|
شيث |
|
نام پيغمبري است كه پسر
آدم و حواست. او اول كس است كه كعبه را بنا كرد و پنجاه صحيفه بر وي نازل شد.
هفتصد و دوازده سال زندگي كرد. |
|
شيدا |
|
آشفته. سخت شيفته. آشفته
و سرگردان. حيران. سخت عاشق. واله. شيفته. |
|
شيداسپ |
|
پسر گشتاسب كه در جنگ
ارجاسب كشته شد. |
|
شيده |
|
نام پسر افراسياب كه او
را پشنگ خوانند. |
|
شيدوش |
|
پسر گودرز و برادر گيو
يكي از پهلوانان ايراي است. |
|
شير دل |
|
شجاع و دلير و با جرأت. |
|
شير علي |
|
مؤلف كتاب « مرآت الخيال
» كه تذكره شعراست و بحثي در فيوي ادبي دارد. |
|
شيرزاد |
|
از نامهاي مردان و به
معني زاده شير باشد. |
|
شيرويه |
|
پسر خسرو پرويز كه پس از
وي به سلطنت رسيد. |
|
شيرين |
|
نام معشوقه فرهاد. نام زن پرويز كه به صفت حسي
موصوف بوده و فرهاد شيفته و عاشق او بوده است. |
|
شيوا |
|
فصيح. ظريف. بليغ. |