|
شسب |
|
جمع شاسب. |
|
شستر |
|
نام شهري قديم در خوزستان
كه در ديبا باقي شهره بوده است. |
|
شطران |
|
كوزه نيم آب. |
|
شعاع |
|
پاره اي ا روشني كه بر
شكل كوه از پيش شخص بنمايد. روشني. پرتو و درخشش و روشنايي. نور. |
|
شعبان |
|
نام ماه هشتم از ماههاي
عربي. از نامهاي
مردان. |
|
شعله |
|
زبانه آتش، آتش افروخته. |
|
شعيا |
|
نام پيامبري از بني
اسرائيل كه وي را اشعيا نيز گويند. |
|
شعيب |
|
نام پيامبري كه پدر زن
موسي بود و نام اصلي وي اوثيرن و به فارسي بويب گويند. |
|
شعيرا |
|
نام نوعي درخت است. |
|
شغاد |
|
نام برادر رستم كه رستم
را با رخش در چاه انداخت و خود نيز به يك تير رستم كشته شد. |