Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ش

 

 


از شهاب تا شهين

شهاب

 

درخش آتش. پاره اي از آتش. افروزه. ستاره دنباله دار.

شهباز

 

شاهباز. نوعي باز به رنگ سفيد.

شهپر

 

شاه بال. پرهاي بزرگ پرندگان.

شهداد

 

نام قصبه اي در كرمان كه در پاي كوه بهمن واقع است.

شهرام

 

مطيع و منقادشاه. مطيع در برابر شاه.

شهر آگيم

 

استندار شهر آگيم ابن نماور يكي از مقدمان گرگان و از همراهان باكاليجار خال انوشيروان.

شهر بانو

 

ملكه. بانوي شهر.

شهرزاد

 

چهرزاد، چهرآزاد. دختري زيبا كه داستانهاي هزار و يكشب از زبان او نقل شده است.

شهرآشوب

 

يكي از انواع شعر فارسي است و فرهنگ نويسان آن را بدين صورت تعريف كرده اند كه « مدح ذمي كه شعرا اهل شهر را كنند. » به صورت شهر انگيز و با همان معني نيز آمده است.

شهره

 

آشكارا شدن. مشهور و نامدار و نامور.

شهرنوش

 

از حكمرانان رويان و رستمدار و از سلسله پادوسيان ملوك طبرستان معروف به گاو باره.

شهرناز

 

خواهر جمشيد است و او با خواهر ديگرش ارنواز در حباله نكاح ضحاك بود و بعد از كشته شدن ضحاك هر دو بفريدون منتقل شدند.

شهرو

 

شهر بانو. زن زيبا از كشور ماه آباد ( ماد ) بود كه شاه موبد شيفته او گرديد و از او درخواست كه به ازدواج وي در آيد و شهر بانويش گرداند.

شهريار

 

كلانتر و بزرگ شهر. حاكم. امير ناحيه يا شهر و يا كشوري.

شهسوار

 

سوار دلير. ماهر در سواري اسب. سوار بزرگوار و جلد و چالاك و ماهر و استاد در سواري.

شهناز

 

نام نوايي از موسيقي. نام آوازي. عروس.

شهند

 

بهبودي و نيكي.

شهنا

 

سرنا. سورناي. مخفف شاه تاي است.

شهنواز

 

شاه نواز، نواخت يافته از شاه. كه شاه او را نوازد.

شهين

 

منسوب به شاه، تركيبي مشابه سيمين و زرين و ...