Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

ر

 

 


از رباب تا رخشنده

رباب

 

نام يكي از سازها كه طنبور مانندي ست بزرگ و دسته كوتاهي دارد و بر روي آن بجاي چوي پوست آهو كشيده شده است.

ربك

 

مرد شوريده عقل در كار خود.

ربيع

 

بهار، فصل بهار، موسم بهار يكي از چهار فصل از اول فروردين تا پايان خرداد.

ربيعا

 

شاعر بود و بنا به نوشته صاحب روز روشن شاگردي شوكت بخاري كرد.

رجا

 

اميد. اميدواري. توقع. چشمداشت.

رخساره

 

 رخسار. روي و صورت و چهره و سيما. ديباجه

رخشا

 

تابان و روشن و درخشنده. وتابنده.

رخشان

 

صفت فاعلي از رخشيدن. تابان و روشن و در خشان.

رخشنده

 

تابان. رخشان. روشني و تاب و ضيا و درخشندگي.