Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

د

 

 


از دبير تا دسپوهر

دبير

 

نويسنده، منشي. كاتب، اديب، قلمزن، داراي هنر نويسندگي.

دبيران

 

نام خانواده اي نامور به قزوين به روزگار حمدالله مستوفي و قبل از او.

دبيربد

 

رئيس دبيران. منشي باشي. رئيس ديوان رسالت. رئيس كاتبان. رئيس طبقه نويسندگان.

دبيرك

 

نيم دبير. نيم نويسنده. نويسنده اي كه بدرجه كمال دبيري نرسيده است.

دختنوش

 

نام دختر كسري انوشيروان.

درخش

 

درفش. روشني. روشنايي. تابش.

درخشان

 

درفشان، درخشنده، رخشان، تابان.

درخشنده

 

درفشان، درخشنده، تابان.

دردانه

 

دانه در. يك دانه مرواريد. دانه در كه مرواريد غلتان بزرگ پر آب باشد. گوهر يكتا. در يتيم. يتيمه. مجازا فرزند عزيز. طفل نيكو شمايل.

درويش

 

فقير. مسكين. بي بضاعت. بي چيز. مفلس. قلندر. صوفي. معركه گير و ...

دريا

 

آب بسيار كه محوطه وسيعي را فراگيرد و به اقيانوس راه دارد.

دسپينا

 

زن اباقاخان كه وقتي اباقاخان در 31 سالگي به سلطنت ايران رسيد بموجب ميل اين زن قبول دين مسيحيت كرد و غسل تعميد نمود.

دسپوهر

 

در متون پهلوي به معني شاهزاده آمده است..