|
ثابت |
|
پابرجا، برقرار، پايدار،
پاينده. مقرر. |
|
ثاقب |
|
روشن. فروزان. سوراخ
كننده. رخشان. تابان. افروخته. |
|
ثريا |
|
پروين. پرن. پرند.نرگسه.
نرگسه. |
|
ثمود |
|
نام يكي از قبايل قديم
عرب. مسكن اين قبيله در موصلب ميان حجاز و شام بوده و در قران كريم نام اين
قبيله آمده است.نسب شناسان عرب گويند. |
|
ثمين |
|
گران. گران بها. پرقيمت.
قيمتي. |
|
ثمينه |
|
چيزي گران قيمت. جواهر. |
|
ثواب |
|
هر عملي كه از بندگان
ايزد تعالي سرزند كه در ازاء آن بنده استحقاق بخشايش و آمرزش الهي را دريابد. |