|
|
|
|
|
سرعت |
1- سرعت حركت نوار فيلم در دوربين فيلمبرداري و
دستگاه نمايش كه در مورد فيلم ناطق 35 ميليمتري 24 كادر در ثانيه است و براي
فيم صامت 16 تا 18 كادر در ثانيه.
1- سرعت عدسي دوربين فيلمبرداري، قابليت جذب
بيشتر نور توسط عدسي دوربين فيلمبرداري.
3- سرعت ( قابليت ) جذب نور فيلم حساس |
Speed |
|
سرو صداهاي متفرقه |
تمام صداهاي فيلم به جز گفتگوها ئ موسيقي.( صداي
پا، موتور اتومبيل، ريزش آب، غرش هواپيما و ...) |
Sound Effects |
|
سر هم كردن |
اولين مرحله در تدوين يك فيلم . |
Assembly |
|
سريال (1) |
يك نوع فيلم هاي دنباله دار كه ساختن آنها در
سينماي آمريكا از 1912 باب شد و تا سال 1956 ادامه داشت. فيلم هاي پر حادثه،
سراسر هيجان و زدوخورد كه بيشتر مخصوص تماشاگران كم سن و سال ساخته مي شد و به
شرح قهرماني هاي يك شخصيت زورمند و افسانه اي، مدافع عدالت و خوبي، در زمينه
هاي جذاب و غريب، در ماجراهاي خطرناك و مبارزه با دشمنان متعدد و زور مند مي
پرداخت. طول اين فيلم ها از طول يك فيلم معمولي بيشتر بود و معمولا به صورت چند
فصل پشت سر هم ساخته مي شدند. |
Serial |
|
سريال (2) |
اين واژه ( به معني « صخره آويز » ) در اصل به
صحنه هاي خطرناك رايج در فيلم هاي « سريال » اطلاق مي گرديد، و بعداً به
طور كلي به عنوان معادل «سريال » به كار رفت. |
Cliff - hanger |
|
سكانس
( فصل )
|
قسمتي از فيلم كه خود به خود جزيي كامل است و
معمولا با « روشن شدن تدريجي تصوير » شروع و به « تاريكي تدريجي » ختم مي شود. |
Sequence |
|
سناريو (فيلمنامه) |
واژه اي ايتاليايي، طرح داستان فيلم كه صحنه به
صحنه و فصل به فصل دنبال هم آمده نمودار وقايع و شخصيت هاي ماجرا باشد. |
Scenario |
|
سناريوي كار |
سناريويي كه موقع كار، اعضا شركت كننده در تهيه ي
فيلم، مثل هنرپيشه ها و غيره در دست دارند. |
Script |
|
سناريوي مخصوص
فيلمبرداري |
سناريوي كاري كه در آن جزييات فني مثل حركات
دوربين،نوع نماها و غيره قيد شده باشد. |
Shooting Script |
|
سناريوي مصور شده |
يك سلسله نقاشي پشت سر هم كه با چند سطر نوشته
زير هر تصوير، قصه يا سناريوي فيلم را بيان كند. |
Story Board |
|
سوپر ايمپوزيشن |
( روي هم افتادن چند تصوير ) - رجوع شود به
اصطلاح (( تصاوير روي هم )) . |
Superimposition |
|
سيستم ستاره سازي |
شيوه اي كه در هاليوود ابداع شد و به جاهاي ديگر
نيز كشيد و بناي سينما را بر پرورش و عرضه ي ستاره ها و راه دادن آنها به خواب
و خيال تماشاگران قرار داد و بعد فيلم ها را بر مبناي تيپ و شخصيت شناخته شده ي
هنر پيشه ها قرار دادن و تحميل اين بساط به وسيله ي تبليغات به مردم ساده دل به
نحوي كه آرايش سر و زلف را از آنها تقليد كنند و در مرگ آنها بعضي دست به خود
كشي بزنند. |
Star System |
|
سينكرون كردن |
سلسله مراتب ( مراحل ) تطبيق دادن تصوير و صداي
فيلم، به نحوي كه حركات با صداهاي مربوطه خودشان بخوانند و مطابق باشند. |
Synchronization |
|
سينماتوگراف |
دستگاه فيلمبرداري و دستگاه نمايش اختراعي
برادران « لومي ير » (Lumie're) به ثبت رسانده شده
در تاريخ فوريه 1895. |
Cine'matographe |
|
سينماسكوپ |
يك طريقه فيمبرداري براي نمايش روي پرده ي عريض
كه در آن از عدسي آنامورفيك استفاده مي كنند. |
Cinemascope |
|
سينما -
حقيقت (1) |
سري بيست و سه تايي فيلم هاي كوتاه مستند خبري كه
« ژيگاورتوف » فيلمساز روسي از سال 1922 تا 1925 كارگرداني كرد. |
Kino - Pravda |
|
سينما -
حقيقت (2) |
اصطلاحي ديگر براي فيلم مستند (Documentary)
كه به خصوص به كار فيلمسازاني اطلاق مي شد كه از دهه ي پنجاه به بعد با وسايل
سبك و افراد معدود به ساختن فيلم هاي مستند از مسايل روز پرداختند و شيوه ي
كارشان بيشتر شبيه به خبرنگارهاي تلويزيوني بود. |
Cine'ma - Ve'rite' |
|
سينما گر |
اصطلاحي وزين تر از كارگردان كه فرانسوي ها (
معمولا در مورد فيلمسازان مهم و هنرمند ) به كار مي برند. |
Cine'aste |
|
سينماي آزاد |
جنبشي در جهت ساختن فلم هاي مستند كه در انگلستان
در دهه ي پنجاه بر اساس نظريات « كارل رايس »، « توني ريچاردسون » و « ليندسي
آندرسون » آغاز شد. هدف فيلمسازان « سينماي آزاد » به گفته ي خودشان، ساختن
فيلم هايي اجتماعي و متعهد و آزاد از تحميلات سينماي تجارتي، بر انگيختن شور و
سر زندگي، تشويق به يافتن بياني شخصي در شناخت « اهميت وضعيت هاي زندگي روز مره
» بود. |
Free Cinema |
|
سينماي مستقيم |
خويشاوند آمريكايي شيوه اروپايي سينما - حقيقت .
اصطلاحي كه بر يك نوع روش فيلم سازي مستند در آمريكا اطلاق مي شود. |
Direct C inema |
|
سينماي هنري |
اصطلاحي اصلا آمريكايي كه به سينماهايي اطلاق مي
شو د كه فيلم هاي هنري قديمي و آثار غير تجارتي جديد را كه باب طبع اكثريت عامه
نيست براي يك عده تماشاگر معدود خاص و علاقمند نشان مي دهد. |
Art House |
|
سينه راما |
سيستم فيلمبرداري براي نمايش روي پرده ي عريض كه
در آن سه دوربين فيلمبرداري با فيلم 70 ميليمتري - كه بتوان بر آن باندهاي
متعدد صدا قرار داد - تواماً از صحنه در يك حوزه ي وسيع فيلمبرداري مي كند و سه
دستگاه نمايش بر يك پرده عريض و خميده اين سه فيلم را تواماً نمايش مي دهد. |
Cinerama |