|
|
|
پاناويژن |
يك شيوه فيلمبرداري براي نمايش روي پرده ي عريض. |
Panavision |
|
پخش (1) |
مرحله ي بعد از توليد فيلم. تهيه كننده حق توزيع
فيلم را به پخش كننده (معمولا به مدت 5 يا 7 سال )واگذار مي كند و پخش كننده
فيلم را در اختيار نمايش دهنده قرار مي دهد. |
Disturbution |
|
پخش (2) |
عمل پخش و توزيع فيلم آماده ي نمايش بين سينماهاي
نمايش دهنده. |
Release |
|
پرداخت |
اصطلاحي در مورد نوشتن سناريو به شكلي فشرده و
بدون ذكر جزئيات، مفصل تر از يك طرح ساده ولي خلاصه تر از سناريوي كامل. |
Treatment |
|
پرده ( تصوير )
قسمت شده |
موقعي كه در كادر يك نماي واحد دو يا چند تصوير
مشابه يا مختلف در كنار هم ظاهر شوند. |
Split Screen |
|
پرده سينما |
پرده ي محل نمايش فيلم، كه فيلم ر آن تابانده مي
شو. اين پرده ممكن است سطحي مات ( غير شفاف ) باشد. پرده هاي رايج سينما هاي
امروز الياف نقره اي دارد و سوراخ سوراخ است تا اولاً نور را باز نتاباند و
ثانياً صداي بلند گوها از پشت پرده رد شود. |
Screen |
|
پرده عريض |
شيوه نمايش فيلم روي پرده ي عريض تر از حد
مرسوم.( حد مرسوم سابق نسبت 1 به 33/1 براي پرده هاي سينما بود). نسبت پرده ي
عريض و يا تصوير منعكس بر پرده ي عريض 1 به 66/1 و بيشتر است. |
Wide Screen |
|
پزيتيو
(نسخه مثبت فيلم) |
نسخه اي كه بعد از چاپ در لابراتوار از روي نسخه
ي منفي ( نگاتيف ) به دست ميآيد و تصوير بر آن تصوير واقعي است و هر جسمي به
شكلي كه در عالم واقع هست ديده مي شود. |
Positive |
|
پلان سكانس |
اصطلاح فرانسوي به معني يك « فصل » از فيلم كه
صورت يك « نما » ي طولاني بدون قطع را داشته باشد. |
Plan - Se'quence |
|
« پن » سريع |
( سوئيش پن) حركت افقي سريع دوربين، طوري كه
تصوير حد فاصل بين دو نقطه محو به نظر برسد، به اين اصطلاح
Zip Pan هم گفته مي شود. |
Swish Pan |
|
پوشش (ماسك ) |
پوششي كه در مقابل عدسي دوربين فيلم برداري قرار
مي گيرد تا قسمتي از حوزه ي ديد دوربين را بپوشاند و نگذارد كه قسمتي از صحنه
بروي فيلم منتقل شود.از ماسك معمولا در كار ايجاد حقه هاي سينمائي استفاده مي
شود. |
Mask |
|
پيكسيليشن |
شيوه اي در تحرك دادن به آدمها يا اشياء واقعي به
طوريكه حركت كردن آنها حالت و شتاب حركت واقعي را نداشته باشد. |
Pixillation |