Home - Iranactor - Help


جستجو

سينماي ايران  |   آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

 

فرهنگ واژه هاي سينمائي


ك

 

 

 

كات ( قطع )

قطع از يك «نما» به «نما» ديگر. عوض شدن صحنه با يك جهش ( قطع )ساده.

cut

كات موازي

به « تدوين موازي » رجوع شود.

Intercut

كادر ثابت

( فيكسدفريم )

هنگامي كه فيلم در يك تصوير به خصوص از حركت مي ماند و ثابت مي شور.

Fixed Frame

كارتون

اصلا يعني نقاشي مضحك ( كاريكاتور) كه بعداً به طور اصطلاحي براي فيلم هاي ( معمولا كميك ) نقاشي متحرك رايج شد.

Cartoon

كارگردان

سازنده و مسئول اصلي فيلم، هنرمند آفريننده اصلي پشت سر هر فيلم، ناظر و مدير خلاقه ي كاري كه ساير هنر مندان و متخصصان فني در جريان ساختن فيلم انجام مي دهند، مسئول اصلي شكل و معني بخشيدن به فيلم، رهبري كننده ي بازي هنر پيشه ها، تعيين كننده ي سبك تصويري فيلم و نوع فيلمبرداري و ... اين البته نقش كارگردان خلاق و (در نهايت آمال ) آزاد است.

Director

كپي (نسخه)

يك نسخه ( كپيه ) از فيلم؛ يك نسخه از فيلم چاپ شده ( مثبت )

Print

كپي اول

اولين نسخه ي مثبت تصحيح شده و كامل فيلم كه همراه با صدا از لابراتوار چاپ از روي نسخه ي منفي به دست مي آيد.

Answer Print

كپي با صدا

نسخه ي مثبت فيلم ( آماده نمايش ) شامل صدا و تصوير هر دو.

Married Print

كپي پخش

نسخه ي فيلم كه آماده ي پخش و نمايش است.

Release Print

كپي كار

يك نسخه از فيلم مثبت ( پوزيتيف ) كه بدون توجه زياد به عالي بودن كيفيت تصوير چاپ ميشود كه يا در نمايش برداشت هاي روزمره به كار مي رود، يا در گرد آوردن و سر هم كردن تكه فيلم هاي گرفته شده و يا در تهيه ي يك نسخه فيلم به صورت تدوين خام و ناپروده.

Word Print

كراب دالي

ارابه مخصوص كه دوربين فيلمبرداري را روي آن سوارمي كنند و ميتواند به هر طرف بچرخد و حركت كند .

Crab Dolly

كلاكت

يك تكه تخته يا تابلوي كوچك كه بر آن با گچ اسم فيلم،شماره ي «نما» نوبت برداشت و اسم كارگردان را مي نويسند و در شروع فيلمبرداري از هر نما جلوي دوربين مي گيرند.

Claquette

كمدي خل بازي

يك جور فيلم كمدي كه منحصراً دردهه ي 30 در سينماي آمريكا رايج بود و به وقايعي غير محتمل، اتفاقات پر شتاب و تيپ هاي غريب و مبالغه شده با رفتار غير معمول مي پرداخت.

Screwball Comedy

كم نور دادن

به فيلم موقع فيمبرداري كمتر از حد لازم نور دادن كه نتيجه اش آن است كه تصوير تاريك تر از حد معمول از كار در مي آيد.

Underexposure

كينه توسكوپ

دستگاه نمايش فيلم اختراعي « اديسون » كه در سال 1893 عرضه شد و در آن فيلم هاي گرفته شده به وسيله « كينه توگراف » به طور انفرادي براي افراد نشان داده مي شد.

Kinetoscope

كينه توگراف

اولين دوربين فيلمبرداري كه طرح آنرا « توماس اديسون » آمريكايي در سال 1891 به ثبت داد.

Kinetoraph