|
عشق به سبك
طالبي
نغمه فيلمي است متعلق به ابوالقاسم
طالبي. تمام و كمال. و بهترين فيلم اوست. محمود تنها، قهرمان منحصربفرد او، يك
مجروح جنگي است كه عاشق همسرش است. اما چون مي داند كه مدت زيادي زنده نيست، مي
خواهد همسرش را بدون اطلاع او طلاق بدهد. محمود در راهروهاي دادگستري با
دختر دانشجويي به نام شيوا آشنا
مي شود كه مشغول تحقيق بر روي عشقهاي اساطيري است. شيوا به شخصيت محمود علاقمند
ميشود و با سماجت تمام محمود را سوار بر ماشين خود كرده و او
را تا خانه اش كه در
مهرشهر كرج قرار دارد مي رساند. و باز با سماجت تمام وارد خانه محمود ميشود و آنجا
تصادفا متوجه مي شود كه استادش همسر محمود است. شيوا با سماجت شب را در خانه آنها مي
گذراند. و ... اين همه بي منطقي و آن تصادف به اين بزرگي در فيلمي از ابوالقاسم
طالبي اصلا تعجب آور
نيست. كاملا طبيعي است. فقط حيف از موسيقي مجيد انتظامي و حيف
از بازيگري چون فقيه سلطاني كه براي ايفاي نقشي اينچنين پادرهوا كلي
وقت صرف كرده است. و حيف از عنوان بندي زيباي ابتداي فيلم.
در طول فيلم جناب طالبي راه به راه از
فيلمهاي موفق وطني مثل آب خوردن وام مي گيرد و آن وقت در عنوان بندي پاياني فيلم
نوشته مي شود: برداشت آزادي از ليلي و مجنون!
اين هم يك جور اداي دين است به سبك طالبي.
فصل منتخب:
عنوان بندي ابتدايي
شخصيت منتخب:
شيوا سخايي / فقيه سلطاني
|