مدهآ زنی است از سرزمین کلخیس یا کلکید ( منطقهای در کرانه شرقی دریای سیاه در فرودست قفقاز؛ که بنا به گفته هرودوت جزوِ متصرفات کوروش کبیر بوده است) و دختر ایتا ، پادشاه کلخیس ،شیفته جاسونه ( یاسون ) میشود که ناخدای کشتی آرگو( نخستین کشتی که بشر ساخت و دریانوردی را با آن آغاز کرد) است. مدهآ با او ازدواج میکند و همراهش به ایولکو میرود .جاسونه فرزند اسونه است که جانشین آتامانته شده بود...
واقعیت اینکه شخصیت مدهآ و منش ستیزه جویانهی او آنچنان در کار اورپید ماهرانه ترسیم شده که کمتر نمایشنامه نویسی توانستهاز تأثیر آن در امان بماند، چه در عهد یونان و رم باستان ، چه دردوران باروک شکسپیری (لیدی مکبث نمونه آن است)چه در نئوکلاسیسیم سدهی هجدهم تا به امروز یعنی مدرنیسیم سده بیستم که نمونههایش چند مدهآ اثر ژان آنوی ،پیرپائولو پازولینی، داریو فو و کریستینا ولف هستند.
نقشها: - مدهآ - جاسونه - اورفه - همسرایان
منظر در مکانی که اتاقی است بی هیچ نشانی از خاطرهای , مدهآ ارواح اقوام کهن و نژادهایی رافرا میخواند که خود را واپسین تجسم پرفروغشان استو باغ افسونگر پردیسسانی را که زمانی تجلیگاه تکامل روح او بود و جنگلها ،منزلگاهها و آبهای زلال ایام کودکیرا. اکنون صداهای گوشخراشی او را در برمیگیرند،صدای شکستن و واژگونی درها ،آشفتگی سایههای ویرانگر و بلعندهای که تهدید آمیزند و در میانشان سیمای پهلوانان یونان،آرگونَوَردان ،ازمندانِ سیم و زر و غارتگری را در هیأتی بس ناموزون و متفاوت میتوان بازشناخت .کسانی چون جاسونه ،اورفه ،پولی دئوس اوی لئو کاستور،هرکول. مدهآ با تکیه بر دانش ژرف پزشکیِ خود که ماهیتی شفابخش دارد به مقابلهی بیهودهای با خرافههای ریشهدار و در عین حال حقیر آنان برمیخیزد. آنان حتی کلمات را به نماد فرسودهی فنایافتهای دگرگون میسازند وآن را در قالبِ چهرهی رقت انگیزِ الوهیتی بیابانگرد ،وحشی و دشمن آدمیان به همسرایان مینمایانند.