Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


احمد شاملو

A.SHamloo


از مجموعه مرثيه هاي خاك

هملت

 

بودن

 يا نبودن...

 

بحث در اين نيست

وسوسه اين است.

***

شراب ِ زهر آلوده به جام و

شمشير به زهر آب ديده

در كف دشمن.-

 

همه چيزي

ا ز پيش

روشن است و حساب شده

و پرده

در لحظه معلوم

فرو خواهد افتاد.

 

پدرم مگر به باغ جتسماني خفته بود

كه نقش من ميراث اعتماد فريبكار اوست

وبستر فريب او

كامگاه عمويم!

 

[ من اين همه را

به ناگهان دريافتم،

با نيم نگاهي

از سر اتفاق

به نظاره گان تماشا]

اگر اعتماد

چون شيطاني ديگر

اين قابيل ديگر را

به جتسماني ديگر

به بي خبري لا لا نگفته بود،-

خدا را

خدا را !

***

چه فريبي اما،

چه فريبي!

كه آنكه از پس پرده نيمرنگ ظلمت به تماشا نشسته

از تمامي فاجعه

آگاه است

وغمنامه مرا

پيشاپيش

حرف به حرف

باز مي شناسد

***

در پس پرده نيمرنگ تاريكي

چشمها

نظاره درد مرا

سكه ها از سيم وزر پرداخته اند.

تا از طرح آزاد ِ گريستن

در اختلال صدا و تنفس آن كس

كه متظاهرانه

در حقيقت به ترديد مي نگرد

لذتي به كف آرند.

 

از اينان مدد از چه خواهم، كه سرانجام

مرا و عموي مرا

به تساوي

در برابر خويش به كرنش مي خوانند،

هرچندرنج ِمن ايشان را ندا در داده باشد كه ديگر

كلاديوس

نه نام عــّم

كه مفهومي است عام.

 

وپرده...

در لحظه محتوم...

***

با اين همه

از آن زمان كه حقيقت

چون روح ِ سرگردان ِ بي آرامي بر من آشكاره شد

و گندِِِ جهان

چون دود مشعلي در صحنه دروغين

منخرين مرا آزرد،

بحثي نه

كه وسوسه ئي است اين:

بودن

 يا

 نبودن.

*****