Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


احمد شاملو

A.SHamloo


از مجموعه ققنوس در باران

چلچلي ( سه سرود براي آفتاب )

 

من آن مفهوم مجــّرد را جسته ام.

 

پاي در پاي آفتابي بي مصرف

كه پيمانه مي كنم

با پيمانه روزهاي خويش كه به چوبين كاسه ي جذاميان ماننده است.

من آن مفهوم مجــّرد را مي جويم.

پيمانه ها به چهل رسيد و آن برگشت.

افسانه هاي سرگردانيت

- اي قلب در به در! -

به پايان خويش نزديك ميشود.

 

بيهوده مرگ

به تهديد

چشم مي دراند.

ما به حقيقت ساعت ها

شهادت نداده ايم

جز به گونه اين رنجها

كه از عشق هاي رنگين آدميان

به نصيب برده ايم

چونان خاطره ئي هر يك

در ميان نهاده

از نيش خنجري

با درختي.

***

با اين همه از ياد مبر

كه ما

- من وتو -

انسان را

رعايت كرده ايم.

***

درباران وبه شب

به زير دو گوش ما

در فاصله ئي كوتاه از بسترهاي عفاف ما

روسبيان

به اعلام حضور خويش

آهنگ هاي قديمي را

با سوت

ميزنند.

(در برابر كدامين حادثه

آيا

انسان را

ديده اي

با عرق شرم

بر جبينش؟)

***

آنگاه كه خوشتراش ترين تن ها را به سكه سيمي

توان خريد،

مرا

- دريغا دريغ -

هنگامي كه به كيمياي عشق

احساس نياز

مي افتد

همه آن دم است .

همه آن دم است .

***

قلبم را در مجري ِ كهنه ئي

پنهان مي كنم

در اتاقي كه دريچه ئيش

نيست.

از مهتابي

به كوچه تاريك

خم مي شوم

وبه جاي همه نوميدان

ميگريم.

 

آه

 من

حرام شده ام!

***

با اين همه - اي قلب در به در!-

از ياد مبر

كه ما

- من وتو -

عشق را رعايت كرده ايم،

از ياد مبر

كه ما

- من و تو -

انسان را

رعايت كرده ايم،

خود اگر شاهكار خدابود

يا نبود.

*****