Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


احمد شاملو

A.SHamloo


از مجموعه هواي تازه

از زخم قلب « آبائي »

 

دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ

در دشت بي كران،

و آرزوهاي بيكران

در خلق هاي تنگ!

دختران آلاچيق نو

در آلاچيق هائي كه صد سال! -

از زره جامه تان اگر بشكوفيد

باد ديوانه

يال بلند اسب تمنا را

آشفته كرد خواهد...

***

دختران رود گل آلود!

دختران هزار ستون شعله،‌به طاق بلند دود!

دختران عشق هاي دور

روز سكوت و كار

شب هاي خستگي!

دختران روز

بي خستگي دويدن،

شب

سر شكستگي!-

در باغ راز و خلوت مرد كدام عشق -

در رقص راهبانه شكرانه كدام

آتش زداي كام

بازوان فواره ئي تان را

خواهيد برفراشت؟

***

افسوس!

موها، نگاه ها

به عبث

عطر لغات شاعر را تاريك مي كنند.

 

دختران رفت و آمد

در دشت مه زده!

دختران شرم

شبنم

افتادگي

رمه !-

از زخم قلب آبائي

در سينه كدام شما خون چكيده است؟

پستان تان، كدام شما

گل داده در بهار بلوغش؟

لب هاي تان كدام شما

لب هاي تان كدام

- بگوئيد !-

در كام او شكفته، نهان، عطر بوسه ئي؟

 

شب هاي تار نم نم باران - كه نيست كار -

اكنون كدام يك ز شما

بيدار مي مانيد

در بستر خشونت نوميدي

در بستر فشرده دلتنگي

در بستر تفكر پر درد رازتان،

تا ياد آن - كه خشم و جسارت بود-

بدرخشاند

تا دير گاه شعله آتش را

در چشم بازتان؟

***

بين شما كدام

- بگوئيد !-

بين شما كدام

صيقل مي دهيد

سلاح آبائي را

براي

روز

انتقام؟

                                                  « تركمن صحرا - اوبه ي سفلي »

*****