Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


احمد شاملوv

A.SHamloo


از مجموعه آيدا در آينه

آيدا در آينه

 

لبانت

به ظرافت شعر

شهواني ترين بوسه ها را به شرمي چنان مبدل مي كند

كه جاندار غار نشين از آن سود مي جويد

تا به صورت انسان درآيد.

 

و گونه هايت

با دو شيار مّورب

كه غرور ترا هدايت مي كنند و

سرنوشت مرا

كه شب را تحمل كرده ام

بي آن كه به انتظار صبح

مسلح بوده باشم،

و بكارتي سر بلند را

از رو سبيخانه هاي داد و ستد

سر به مهر باز آورده م.

 

هرگز كسي اين گونه فجيع به كشتن خود برنخاست

كه من به زندگي نشستم!

 

و چشانت راز آتش است.

 

و عشقت پيروزي آدمي ست

هنگامي كه به جنگ تقدير مي شتابد.

 

و آغوشت

اندك جائي براي زيستن

اندك جائي براي مردن

و گريز از شهر

كه به هزار انگشت

به وقاحت

پاكي آسمان را متهم مي كند.

كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود

و انسان با نخستين درد.

 

در من زنداني ستمگري بود

كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد -

من با نخستين نگاه تو آغاز شدم.

 

توفان ها

در رقص عظيم تو

به شكوهمندي

ني لبكي مي نوازند،

و ترانه رگ هايت

آفتاب هميشه را طالع مي كند.

 

بگذار چنان از خواب بر آيم

كه كوچه هاي شهر

حضور مرا دريابند.

دستانت آشتي است

ودوستاني كه ياري مي دهند

تا دشمني

از ياد برده شود

پيشانيت آيينه اي بلند است

تابناك وبلند،

كه خواهران هفتگانه در آن مي نگرند

تا به زيبايي خويش دست يابند.

 

دو پرنده بي طاقت در سينه ات آوازمي خوانند.

تابستان از كدامين راه فرا خواهد رسيد

تا عطش

آب ها را گوارا تر كند؟

 

تا آ يينه پديدار آئي

عمري دراز در آ نگريستم

من بركه ها ودريا ها را گريستم

اي پري وار درقالب آدمي

كه پيكرت جزدر خلواره ناراستي نمي سوزد!ــ

حضور بهشتي است

كه گريز از جهنم را توجيه مي كند،

دريائي كه مرا در خود غرق مي كند

تا از همه گناهان ودروغ

شسته شوم.

وسپيده دم با دستهايت بيدارمي شود.

*****