Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


احمد شاملو

A.SHamloo


از مجموعه آيدا در آينه

آغاز

 

بي گاهان

به غربت

به زماني كه خود در نرسيده بود -

 

چنين زاده شدم در بيشه جانوران و سنگ،

و قلبم

در خلاء

تپيدن آغاز كرد.

***

گهواره تكرار را ترك گفتم

در سرزميني بي پرنده و بي بهار.

 

نخستين سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهاي اميد فرساي ماسه و خار،

بي آن كه با نخستين قدم هاي نا آزموده نوپائي خويش

به راهي دور رفته باشم.

 

نخستين سفرم

باز آمدن بود.

***

دور دست

اميدي نمي آموخت.

لرزان

بر پاهاي نوراه

رو در افق سوزان ايستادم.

دريافتم كه بشارتي نيست

چرا كه سرابي در ميانه بود.

***

دور دست اميدي نمي آموخت.

دانستم كه بشارتي نيست:

اين بي كرانه

زنداني چندان عظيم بود

كه روح

از شرم ناتواني

دراشك

پنهان مي شد.

*****