|
تنها به
تماشاي چه اي ؟
بالا، گل يك
روزه نور
پائين،
تاريكي باد .
بيهوده مپاي، شب از شاخه نخواهد ريخت، و دريچه خدا روشن نيست .
از برگ سپهر، شبنم ستارگان خواهد پريد .
تو خواهي
ماند، و هراس بزرگ. ستون نگاه، و پيچك غم .
بيهوده مپاي
.
برخيز، كه
وهم گلي، زمين را شب كرد .
راهي شو، كه
گردش ماهي، شيار اندوهي در پي خود نهاد .
زنجره را
بشنو : چه جهان غمناك است، و خدايي نيست ،
و خدايي هست، و خدا
بي گاه است،
ببوي و برو، و چهره زيبايي در خواب دگر
ببيــن .
*****
|