Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


پروين اعتصامي

P.Etesami


ذرّه

 

شنيده ايد كه روزي به چشمه خورشيد

نرفته نيمرهي، باد سرنگونش كرد

گهي، رونده سحابي گرفت چهره مهر

هزار قطره باران چكيد بر رويش

هزار گونه بلندي، هزار پستي ديد

نمو دير زماني به آفتاب نگاه

سپهر ديد و بلندي و پرتو و پاكي

سؤال كرد ز خورشيد كاين چه روشني است

به ذرّه گفت فروزنده مهر. كه اين رمزي است

بتخت و تاج سليمان، چه كار مورچه را

من از گذشتن ابري ضعيف. تيره شوم

نه مقصد است، كه گردد عيان ز نيمه راه

هزار سال اگر علم و حكمت آموزي

بپويي ار همه راههاي تيره و تار

اگر به عقل و هنر، همسر فلاطوني

به آسمان حقيقت، بهيچ پر نپري

در آن زمان كه رسي عقبت به حد كمال

گشود گوهري عقل گر چه بس كانها

ده جهان اگر اي دوست دهخداي نداشت

باند خيز مشو، زآن كه حاصلي نبري

 

 برفت ذره به شوقي فزون به مهماني

سبكقدم نشده، ديد بس گرانجاني

گهي، هوا چو يم عشق گشت طوفاني

جفا كشيد بس، از رعد و برق نيساني

كه تا رسيد به آن بزمگاه نوراني

ملول گشت سرانجام زان هوسراني

بدوخت ديده خودبين، ز فرط حيراني

در اين فضا، كه تو را مي كند نگهباني

برون ز عالم تدبير و فكر امكاني

بس است ايمني كشور سليماني

تو از وزيدن بادي، ز كار درماني

نه مشكل است، كه آسان شود به آساني

هزار قرن اگر درس معرفت خواني

بداني ار همه رازهاي پنهاني

و گر به دانش و فضل، اوستاد لقماني

به خلوت احديت، رسيد نتواني

چو نيك در نگري، در كمال نقصاني

نيافت هيچ گه اين پاك گوهر كاني

كه مي نمود تحمل به رنج دهقاني

به جز فتادن و درمان و پشيماني

 

 به كوي شوق، گذاري نمي كني، پروين

چو ذره نيز ره و رسم را نمي داني