Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


پروين اعتصامي

P.Etesami


تيره بخت

 

دختري خرد، شكايت سر كرد

ديگري آمد و در خانه نشست

موزه سرخ مرا دور فكند

ياره و طوق زر من بفروخت

سوخت انگشت من از آتش و آب

دختر خويش به مكتب بسپرد

به سخن گفتن من خرده گرفت

هر چه من خسته و كاهيده شدم

اشك خونين مرا ديد و همي

هر دو را دوش به مهماني برد

آن گلوبند گهر را چون ديد

نزد من دختر خود را بوسيد

عيب من گفت همي نزد پدر

همه ناراستي و تهمت بود

هر كه بد كرد، بدانديش سپهر

تا نبيند پدرم روي مرا

شب به جاروب و رفويم بگماشت

پدر از درد من آگاه نشد

چرخ را عادت ديرين اين بود

ماردم مرد و مرا در يم دهر 

آسمان، خرمن اميد مرا

چه حكايت كنم از ساقي بخت

ماردم بال و پرم بود و شكست

 كه مرا حادثه بي مادر كرد

صحبت از رسم و ره ديگر كرد

جامه مادر من در بر كرد

خود گلوبند ز سيم و زر كرد

او به انگشت خود انگشتر كرد

نام من، كودن و بي مشعر كرد

روز و شب در دل من نشتر كرد

او جفا و ستم افزونتر كرد

خنده ها با پسر و دختر كرد

هر دو را غرق زر و زيور كرد

ديده در دامن من گوهر كرد

بوسه اش كار دو صد خنجر كرد

عيب جويش مرا مضطر كرد

هر گواهي كه در اين محضر كرد

كار او از همه كس بهتر كرد

دست بگرفت و به كوي اندر كرد

روزم آواره بام و در كرد

هر چه او گفت ز من، باور كرد

كه به افتاده، نظر كمتر كرد

چو يكي كشتي بي لنگر كرد

ز يكي صاعقه خاكستر كرد

كه چه خونابه در اين ساغر كرد

مرغ، پرواز به بال و پر كرد

من، سيه روز نبودم ز ازل

هر چه كرد، اين فلك اخضر كرد