Home - Iranactor - Help - Back
سينماي ايران | آرشيو فيلم | آرشيو هنرمندان | آخرين اخبار | برنامه سينماها | آلبوم عكس | سينماي جهان
هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري
مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق
پروين اعتصامي
P.Etesami
اي گربه
اي گربه ترا چه شد كه ناگاه
بس روز گذشت و هفته و ماه
جاي تو شبانگه و سحر گاه
در راه تو كند آسمان چاه
رفتي و نيامدي دگر بار
معلوم نشد كه چون شد اين كار
در دامن من تهي است بسيار
كار تو زمانه كرد دشوار
پيدا نه بخانه اي نه بر بام
اي گمشده عزيز، داني
برد آن كه ترا به ميهماني
بنواخت تو را به مهرباني
مي گويمت اين سخن نهاني
كز ياد نمي شوي فراموش
دستيت كشيد بر سر و گوش
بنشاند تو را دمي در آغوش
در خانه ما ز آفت موش
نه پخته به جاي ماند و نه خام
آن پنجه تيز در شب تار
گشته است بحيله اي گرفتار
افتد گذرت به سوي انبار
در ديگ طمع، سرت دگر بار
كر دست گهي شكار ماهي
در چنگ تو مراغ صبحگاهي
بانو دهدت هر آنچه خواهي
آلود بروغن و سياهي
چوني بزمان خواب و آرام
آن روز تو داشتي سه فرزند
خفتند نژند روزكي چند
فرزند ز مادرست خرسند
چون عهد شد و شكست پيوند
از خنده صبحگاه خوشتر
در دامن گربه هاي ديگر
بيگانه كجا و مهر مادر
گشتند بسان دوك لاغر
مردند و برون شدند زين دام
از بازي خويش ياد داري
گشتي چو ز دست من فراري
ژوليد، چو آب گشت جاري
زان آشتي و ستيزه كاري
بر بام، شبي كه بود مهتاب
افتاد و شكست كوزه آب
آن موي به از سمور و سنجاب
ماندي تو ز شبروي، من از خواب
بان آن هم توسني شدي رام
آن جا كه طبيب شد بدانديش
اين مار هميشه مي زند نيش
هشدار. بسيست در پس و پيش
با حمله قضا نراني از خويش
افزوده شود به دردمندي
زنهار به زخم كس نخندي
بيغوله و پستي و بلندي
با حيله ره فلك نبندي
يغماگر زندگي است ايام