Home - Iranactor - Help - Back


سينماي ايران  |  آرشيو فيلم  |  آرشيو هنرمندان  |  آخرين اخبار  |  برنامه سينماها  |  آلبوم عكس  |  سينماي جهان

جستجو

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري

مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - فريدون مشيري - حميد مصدق

 


پروين اعتصامي

P.Etesami


ديدن و ناديدن

 

شبي به مردمك چشم، طعنه زد مژگان

هميشه بار جفا بردن و نياسودن

ز نيك و زشت و گل و خار و مردم و حيوان

چو كارگر شده اي، مزد سعي و رنج تو چيست

ز بزم تيره خود، روشني دريغ مدار

جواب داد كه آيين كاردانان نيست

كنايتي است در اين رنج روز خسته شدن

مرا حديث هوي و هوس مكن تعليم

نگاهباني ملك تن است پيشه چشم

اگر پي هوس و آز خويش مي گشتم

به پاي خويش نيفكنده روشني هرگز

نه آگهي است. ز حكم قضا شدن دلتنگ

مگو چرا مژه گشتم من و تو مردم چشم

هزار مسئله در دفتر حقيقت بود

ز دل تپيدن و از ديده روشني خواهند

ز كوه و كاه گرانسنگي و سبكساري

سپهر. مردم چشمم نهاد نام از آن

هزار قرن نديدن ز روشني اثري

 كه چند بي سبب از بهر خلق كوشيدن

هميشه رنج طلب كردن و نرنجيدن

تمام ديدن و از خويش هيچ ناديدن

به وقت كار، ضروري است كار سنجيدن

كه روشن است ازين بزم، رخت بر چيدن

به خواب جهل فزودن، ز كار كاهيدن

اشارتي است در اين كار شب نخوابيدن

هنروران نپسندند خود پسنديدن

چنان كه رسم و ره پاست ره نورديدن

كنون نبود مرا ديده، جاي گرديدن

اگر چه كار چراغ است نور بخشيدن

نه مردمي است، ز دست زمانه ناليدن

ازين حديث، كس آگه نشد به پرسيدن

ولي دريغ، كه دشوار بود فهميدن

ز خون دويدن و از اشك چشم، غلتيدن

ز خاك صبر و تواضع، ز باد رقصيدن

كه بودخصلتم، از خويش چشم پوشيدن

هزار مرتبه بهتر ز خويشتن ديدن

 

هواي نفس چو ديوي است تيره دل. پروين

بتر ز ديو پرستي است، خود پرستيدن