|

نشست خبري فيلم « سربازهاي جمعه
»
با حضور مسعود
كيميايي و مرتضي شايسته
منبع:
ايسنا
نشست
خبري « سربازهاي جمعه » با
حضور مسعود كيميايي (كارگردان) و مرتضي شايسته (تهيه كننده) در خبرگزاري دانشجويان
ايران (ايسنا) برگزار شد.
به
گزارش خبرنگار هنري ايسنا، مسعود كيميايي، دربارهي وجود طرحهاي مختلف قبل از
« سربازهاي جمعه » و رسيدن به
اين طرح گفت: « سربازهاي جمعه »
همانند « مرسدس » ، يك طرح
قديمي بود . البته يك شباهتهايي هم اين دو فيلم با هم دارند، يعني لايه بيروني هر
دو فيلم شبيه به هم است، اما شكل جايي براي نزديك شدن و هم بافتي در اين فيلم فرق
ميكند و بهترين جا، ميتوانست دوره سربازي باشد، براي اينكه دوره سربازي،سلامترين
دوره است و موضوع يكجا جمع شدند را ميتوانستيم در آنجا بخوبي مطرح كنيم،
در عين حال نوع « وفاق ملي »
در دوره سربازي بهترين محل را دارد، اين طرح با آقاي شايسته مطرح شد و ايشان تمايل
نشان دادند و بالاخره « سربازهاي جمعه
» ساخته شد.
اين
كارگردان سينماي ايران درباره نگراني از شباهت نوعي ظاهري «
مرسدس » با « سربازهاي
جمعه » گفت: نه اين نگراني را نداشتم، چون بافت هر دو
فيلم متفاوت است از سويي نزديك شدن به سينماي اجتماعي هميشه دغدغهي من بوده است.
معتقدم هنر جزء انعكاس واقعيت نيست و بيرون واقعيت هيچ چيزي اتفاق نميافتد كه حتي
مناسب انديشههاي انتزاعي و روشنفكران باشد، ما خيلي بيشتر احتياج داريم تا با
واقعيات روبرو شويم و نسخهمان را پيدا كنيم.
« سربازهاي جمعه » اين گستره
را داشت و اين فرهنگ پهنهاي و وسيع، اين فرصت را داد، كه مسائل اجتماعي اين 4 يا 5
سرباز كه فقط خودشان نيستند، مطرح شود، اين فيلم بيشتر مسائل جوانان است.
مرتضي
شايسته تهيه كننده « سربازهاي جمعه »
كه دو فيلم ديگر مسعود كيميايي « رد پاي گرگ
» و « تجارت » را تهيه
كرده است، گفت: بعد از «
اعتراض » آقاي كيميايي چند طرح داشتند كه هر كدام مدتها
در ترافيك گير كرد، آخرين آنها « سربازان جمعه
» بود كه از اواخر سال 81 شروع شد و زمان زيادي را در اين ميان براي پروانه
ساخت صبر كرديم، بنابراين به محض دريافت پروانه، فيلمبرداري آغاز شد و طلسم چندساله
كار نكردن آقاي كيميايي نيز به نوعي شكست.
تهيه
كننده « سربازهاي جمعه
» به طرح قبلي اين كارگردان به نام « مانكن
» اشاره كرد و گفت: ما تلاش كرديم طرح « مانكن
» در لندن توليد شود، حتي سناريوي آن الان آماده است و اگر هم توليد بشود
يكي از فيلمهاي خوب آقاي كيميايي خواهد بود ،اما در مرحله بازديد لوكيشن متوقف شد
و به دلايلي كار معوق ماند.
اين
تهيه كننده سينماي ايران درباره فيلمبرداري پادگان در «
سربازهاي جمعه » به ايسنا
گفت: آقاي كيميايي علاقمند بودند صحنههاي پادگان اين فيلم در يك پادگان خاص و
واقعي گرفته شود، بنابرين ما با بخشهاي مربوطه در سازمانهاي نظامي و ارتش تماس
گرفتيم و مدت زيادي طول كشيد تا بتوانيم مجوز بگيريم، آنچه ما مي خواستيم فضاي
عمومي مثلا صبحگاه و خوابگاه بود و اساسا فضاي توپ و تانك نميخواستيم كه بخواهند
اينقدر سخت گيري كنند اما همين مشكل، دو ماه زمان فيلمبرداري را عقب انداخت.
مرتضي
شايسته در ادامه اظهار داشت: در ايران كمترين وقت و انرژي متعلق به دوران
فيلمبرداري است و بيشتر، حواشي و مجوزها وقت ميبرد ، اما بخش هماهنگي با گروه و
كارگرداني فرصت زيادي نميبرد.
مسعود
كيميايي در پاسخ به اينكه آيا فاصله ميان فيلم اخير او با فيلمهاي قبلي باعث نشده
كه بخواهد حرف هاي بيشتري را در « سربازهاي
جمعه » مطرح كند ،گفت: من خودم اين طوري فكر نمي كنم، چون هر لحظه و هر دوره آنقدر اين مملكت شتاب دارد و آنقدر حركات سياسي مستقيما بر
جريانات اجتماعي تاثير مي گذارد كه اين موضوع را نمي
توان 4 سال نگهداشت و در يك اثر و حتي يك رمان كم صفحه جاداد، ما مسائل خيلي
مهمي را پشت سر گذاشتيم. « سربازهاي
جمعه » متعلق به سينماي سياسي نيست، براي اينكه دقيقا
مسائل اجتماعي را مطرح ميكند ، زندگي اين افراد و برخورد طبقه كه بطور كلي مفهوم
قديمي را از دست داده، مطرح ميشود.
وي در
ادامه تصريح كرد: من ديدم آن فاصلههايي كه بعضي از تئوريهاي چپ به عنوان طبقه پيش
از اين ميداد، به هم ريخته و اصلاð وجود ندارد، آنچه بيشتر هست طبقات فرهنگي است
،اما كماكان قدرت سياسي اگر مسلط بر قدرت اقتصادي باشد، به هر جهت براي هنرمند و
روشنفكر تا تكنوكراتهاي سياسي خيلي نتيجه مطلوبتري دارد، براي اينكه به دليل
خصلتهاي قدرت اقتصادي (خريد و فروش) خيلي موارد ديگر هم تابع همين ويژگي (خريد و
فروش) ميشود.
مسعود
كيميايي با تاكيد بر اينكه از نشانه و نشانه سازي در اين
فيلم پرهيز كرده، گفت: در «
سربازهاي جمعه » ديگر مقوله طبقات ، نشانهها و سمبلها
همانند گذشته نيست ،همان طور كه در دهه قبل، در بيرون مرزهاي اين سرزمين ميبينيم ،
آن نشانهشناسيها ، آن نوع نگاه به اثر هنري و تمثيلهاي قديمي وجود ندارد.
هم
اكنون سرراستي، مستقيم گويي و اينكه اگر حرفي براي گفتن هست، خود حرف و مساله باز
شود، خيلي وقت بيشتري ميبرد ، براي اينكه خصلت خود مسائل مشكلتر شده، به همين جهت
ديگر از آن نوع نشانهها و نشانه سازيها پرهيز كردم و خواهم كرد.
وي در
ادامه گفت: نشانه و تمثيل يك زماني در سينماي ايران و حتي كشورهاي جهان سوم وجود
داشت و مردم جدول را خودشان حل ميكردند، اما در اين روزگار ديگر اين جدول وجود
ندارد و اصلاð حوصله حل كردن آن هم نيست. اثر، مستقيم با تماشاچي روبرو ميشود.
« سربازهاي جمعه » در اين
شرايط فكري ساخته شد.
كارگردان « قيصر » درباره
برخي نشانهها مانند صحنهي ساخت چماقها كه به صورت نوعي آيين در فيلم مطرح شده
در حاليكه نميخواسته است نشانه سازي كند به ايسنا گفت: من نگفتم جريانات آرماني از
بين رفته، بلكه تمثيلها از بين رفته البته از بين نرفته، بلكه جاي خود را به يك
جريان مستقيم داده ،يعني اثر ديگر با خودش يك دفترچه رمز ندارد.در
ادامه نشست خبري « سربازهاي جمعه »
در ايسنا، مسعود كيميايي درباره اعتراضات جمعي در فيلمهاي اخيرش گفت: داستان را
اگر يك مقدار عقبتر ببريم، فرضا به مهر « ملاحظه شد
»، اين مهري كه از زمان عباس ميرزا و اعتمادالسلطنه تا به حال در جريانات
هنري اين مملكت وجود داشته و دارد، ما يك جمله معروفي را ميشناسيم كه
« آفرينشهاي فرهنگي كه سينما بخش عظيمي از آن هست در
موقعيت مخالفتآميز در برابر جامعه، اجتماعي ميشود ».
اين جمله را در وهله اول نگاه كنيم، ميبينيم خيلي معترض است، اما اين طور نيست.
يعني اين نقد بايد در جامعه وجود داشته باشد و منتقد، نقدپذير باشد. نوعي ناهمنوايي
، نه دشمن بودند.
اين
ناهمنوايي به معني اين است كه من مملكتم را دوست دارم ، همينجا ميمانم و نقد دارم،
اما اگر هنرمند دشمن اين مساله باشد ،در بيرون و دار و دستههاي مخالف زندگي ميكند،
اما وقتي اينجا ميماند يعني مملكتش را دوست دارد. اينجا ميماند و نقد ميكند به
هر حال اين ناهمنوايي تبديل ميشود به آنكه در شكل مخالفت آميز اجتماعي شود و
« سربازهاي جمعه » نگاه
اجتماعياش اين گونه است.
وي در
ادامه به زمان پيدايش رمان در ايران اشاره كرد و گفت: طبقه اعيان و اشراف ،به خارج
از ايران رفتند و يك تخصصي پيدا كردند ، اين افراد وقتي بازگشتند شروع به ترجمه
كردند. اين ترجمهها زمينه ادبيات نوين ايران شد و همين مترجمان شروع به قصه نوشتن
كردند و از طبقه اجتماعي خودشان نوشتند، بنابراين اگر رمانهاي آن دوره را نگاه كنيم،
فقط از طبقه اعيان و پول دار نوشته شده ،اما به يكباره رمان معروف “تهران مخوف”
منتشر شد. اين رمان به جنوب شهر، ميان مردم، تاكسي و ... سر زد و ميتوان گفت، تنها
كتابي كه دوره اجتماعي ايران را در آن سالها روايت كرد، همين كتاب است، به هر حال
بازتاب هر دورهاي را آن اثرهايي كه اجتماعي هستند، بازگو ميكنند.
|