|

نوآر وطني از جنس ته
سيگار ماتيكي
نگاهي به فيلم «
باج خور »
نوشته:
احمد شاهوند
فرزاد مؤتمن
كه با « هفت پرده » نويد يك كارگردان خوش فكر را به ما داد و با « شبهاي روشن
»، عاشقانه ترين فيلم تاريخ سينماي ايران را ساخت، با « باج خور » رشته هاي
قبلي خود را به راحتي آب خوردن پنبه مي كند. هر چند كه موتمن از زمان
فيلمبرداري مدام روي واژه فيلم تجاري تاكيد مي كرد - درست مانند افخمي كه از
لحظه آماده شدن فيلم « گاوخوني » روي واژه « فيلم جشنواره اي » اصرار داشت،
پيشاپيش شكست خود را اعلام كرده بود، اما اين دليل نمي شود كه افتضاحي چون «
باج خور » زير سايه چنين تعابيري رنگ و لعابي هر چند تصنعي به خود بگيرد.
نمي دانم
فيلمنامه يك خطي و به شدت نخ نما شده چه چيز تازه اي داشته كه موتمن بدون هيچ
خلاقيت و ظرافتي آن را به « باج خور » فعلي تبديل كرده است. ايرج افشار
فيلمنامه نويس فيلم، كه تك و توك در ماهنامه فيلم نگار (ويژه فيملنامه نويسي)
مي نويسد با تاثيري بشدت ابتدايي از ديالوگ نويسي مسعود كيميايي و شخصيت هاي
تك افتاده آثار اين كارگردان فيلمنامه اي نوشته كه بيشتر به يك شوخي شبيه
است. حال فرزاد موتمن با شوخي ايرج افشار، كاريكاتوري طراحي كرده به نام «
باج خور » كه بايد موجب خنده باشد كه متاسفانه نيست.
به يكي دو
ديالوگ اين فيلم نگاه كنيد:
اسي: حرف
مردونگي و نزن كه حالم از هر چه مردونگي بهم مي خوره (كپي ناشيانه از ديالوگ
معروف و ماندگار فيلم قيصر)
رعنا:
نمرديم و چاقوكش هم شديم (كپي ناشيانه از ديالوگ معروف فيلم گوزنها)
رعنا، « فم
فاتال » فيلم - به قول نيكي كريمي در مصاحبه مطبوعاتي - قرار است جذاب باشد.
فريبنده باشد، اما از لحظه برخوردش با اسي، آنچنان مثبت مي شود كه احساس مي
كني گويي ساراي مهرجويي با آن بزك اغراق آميز دارد از بديهاي شوهرش (حسام)
پيش اسي گله مي كند! و قهرمان قصه ما هم كه قبل از دوئل پاياني به شيوه قيصر
بليط بخت آزمايي مي خرد - پوستر چهره خندان بازيگر مشهوري به نام فريبرز عرب
نيا! - تا مرگ اسطوره اي اش را بيننده كيميايي باز و كلاسيك باز ايراني از
همان جا حدس بزند.
... كاش
فرزاد مؤتمن با طرح اوليه « باج خور » كه خودبخود ظرفيت تبديل شدن به يك
فيلمنامه پركشش، با ديالوگهاي ماندگار را داشت، اينچنين برخورد نمي كرد. |