|
یادداشتی بر فیلم
رنگ قرمز پول
آب و آتش متاسفانه فیلم بدی
است. یا بهتر است بگویم
فیلم خوبی نیست چون
به گواهی خلاصه داستان آن، تا قبل از اکران عمومی فیلم خوبی به نظرمی آمد
حتی فیلمی جسورانه
و قدرتمند و جایزه بگیر و
پرفروش و...
اما همه پیش بینی ها از فصل ورود
علی مشرقی به خانه مریم شکوهی
غلط
از آب در می آید. بازی بسیار ضعیف پرویز پرستویی که شخصیت پردازی
کارگردان و پرداخت آن در فیلمنامه هم مزید برعلت شده و همینطور پرداخت
شخصیت مریم شکوهی با بازی قدرتمندانه لیلا حاتمی که اما این تلاش زیر
سایه عدم یکدستی شخصیت پردازی
مریم شکوهی رنگ می بازد و
برجسته
نمی شود و تلاش لیلا حاتمی برای ارائه شخصیت یک دختر بزهکار به جایی
نمی رسد. مشکل از جایی آغاز می شود که علی مشرقی که به جرم قتل همسر
خود در مظان اتهام قرار دارد و باید به دنبال شاهدی باشد تا بیگناهی خود را
ثابت بکند بی دلیل به زندگی مریم شکوهی که حتی
شناسنامه هم ندارد علاقمند
می شود و به مرور جریان قثل همسر علی مشرقی از یادها می رود و داستان
بدون جذابیت زندگی مریم شکوهی آنقدر پررنگ می شود که مرگ مریم شکوهی
هم نمی تواند به آن جانی
ببخشد. علی مشرقی
نویسنده داستانهای کوتاه آنقدر
احمق و نادان پرداخت می شود که با عقل و منطق جور در
نمی آید. نمی دانم
جیرانی که یکی از فیلمنامه نویسان کهنه کار سینمای ایران است و پرویز
پرستویی با آن سابقه درخشان بازیگری مبهوت چه چیزی شده اند که علی
مشرقی را از یاد برده اند و علی مشرقی با آن گفتار متن های بسیار
ابتدایی
عملا
در فیلم گم
می شود و تمام تصویرهایی که از او می بینیم اشباحی بیش
نیستند.
بهرحال آب و آتش فیلمی است که می خواهد بزرگ جلوه کند اما اسیر بزرگی ظاهری
اش می شود. آب و آتش شکست همه جانبه ای است
برای فریدون جیرانی و پرویز پرستویی.
و
تلاش بی پاداشی است برای
لیلا حاتمی و ورشکستگی غیرقابل پیش بینی برای محمدرضا تخت کشیان!
احمد شاهوند
http://shahvand.persianblog.com
|